تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
پسر بد مر او را سر انجمن * يكى نام رويين و رويينه تن
به دو گفت نزديك گودرز شو * سخن گوى هشيار و پاسخ شنو
چو رويين برفت از در نامور * فرستاده با ده سوار دگر
بيامد خردمند روشن روان * دمان تا سراپردهء پهلوان
چو رويين پيران بدرگه رسيد * سوى پهلوان سپه كس دويد
فرستاده را خواند پس پهلوان * دمان از پس پرده آمد جوان
بيامد چو گودرز را ديد دست * بكش كرد و سر پيش بنهاد پست
سپهدار برجست و او را چو دود * بآغوش تنگ اندر آورد زود
ز پيران بپرسيد و ز لشكرش * ز گردان و ز شاه و ز كشورش
خردمند رويين پس آن نامه پيش * بياورد و بگزارد پيغام خويش
دبير آمد و نامه بر خواند زود * بگودرز گفت آنچ در نامه بود
چو نامه بگودرز بر خواندند * همه نامداران فرو ماندند
ز بس چرب گفتار و ز پند خوب * نمودن به دو راه و پيوند خوب
خردمند پيران كه در نامه ياد * چه آورد و ز پند نيكو چه داد
برويين چنين گفت پس پهلوان * كه اى پور سالار و فرخ جوان
تو مهمان ما بود بايد نخست * پس اين پاسخ نامه بايدت جست
سرا پردهء نو بپرداختند * نشستنگه خسروى ساختند
بديباى رومى بياراستند * خورشها و رامشگران خواستند
پر انديشه گشته دل پهلوان * نبشته ابا راى زن موبدان
همى پاسخ نامه آراستند * سخن هرچ نيكوتر آن خواستند
بيك هفته گودرز با رود و مى * همى نامه را پاسخ افگند پى
ز بالا چو خورشيد گيتى فروز * بگشتى سپهبد گه نيم روز
مى و رود و مجلس بياراستى * فرستاده را پيش خود خواستى

[ پاسخ نامهء پيران از گودرز ]

چو يك هفته بگذشت هشتم پگاه * نويسنده را خواند سالار شاه
بفرمود تا نامه پاسخ نوشت * درختى بنوّى بكينه بكشت
سر نامه كرد آفرين از نخست * دگر پاسخ آورد يك سر درست
كه برخواندم نامه را سر بسر * شنيديم گفتار تو در بدر
رسانيد رويين بر ما پيام * يكايك همه هرچ بردى تو نام
و ليكن شگفت آمدم كار تو * همى زين چنين چرب گفتار تو
دلت با زبان هيچ همسايه نيست * روان ترا از خرد مايه نيست
بهر جاى چربى به كار آورى * چنين تو سخن پر نگار آورى
كسى را كه از بن نباشد خرد * گمان بر تو بر مهربانى برد
چو شوره‌زمينى كه از دور آب * نمايد چو تابد برو آفتاب
و ليكن نه گاه فريبست و بند * كه هنگام گرزست و تيغ و كمند
مرا با تو جز كين و پيكار نيست * گه پاسخ و روز گفتار نيست
نگر تا چه سان گردد اكنون سپهر * نه جاى فريبست و پيوند و مهر
كرا داد خواهد جهاندار زور * كرا بر دهد بخت پيروز هور