تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
چو رستم چنين گفت بر جست گيو * ببوسيد دست و سر و پاى نيو
برو آفرين كرد كاى نامور * به مردى و نيروى و بخت و هنر
بماناد بر تو چنين جاودان * تن پيل و هوش و دل موبدان
ز هر نيكئى بهره ور باديا * چنين كز دلم زنگ بزداديا
چو رستم دل گيو پدرام ديد * ازان پس بنيكى سرانجام ديد
بسالار خوان گفت پيش آر خوان * بزرگان و فرزانگان را بخوان
زواره فرامرز و دستان و گيو * نشستند بر خوان سالار نيو
بخوردند خوان و بپرداختند * نشستنگه رود و مىساختند
نوازندهء رود با ميگسار * بيامد بايوان گوهر نگار
همه دست لعل از مى لعل فام * غريونده چنگ و خروشنده جام

[ آمدن رستم نزد خسرو ]

بروز چهارم گرفتند ساز * چو آمدش هنگام رفتن فراز
بفرمود رستم كه بنديد بار * سوى شاه ايران بسيچيد كار
سواران گردنكش از كشورش * همه راه را ساخته بر درش
بيامد برخش اندر آورد پاى * كمر بست و پوشيد رومى قباى
بزين اندر افگند گرز نيا * پر از جنگ سر دل پر از كيميا
بگردون بر افراخته گوش رخش * ز خورشيد برتر سر تاج بخش
خود و گيو با زابلى صد سوار * ز لشكر گزيد از در كارزار
كه نابردنى بود برگاشتند * بزال و فرامرز بگذاشتند
سوى شهر ايران نهادند روى * همه راه پويان و دل كينه جوى
چو رستم بنزديك ايران رسيد * بنزديك شهر دليران رسيد
يكى باد نوشين درود سپهر * برستم رسانيد شادان به مهر
بر رستم آمد همانگاه گيو * كز ايدر نبايد شدن پيش نيو
شوم گفت و آگه كنم شاه را * كه پيمود رخش تهم راه را
[ چو رفت از بر رستم پهلوان * بيامد بدرگاه شاه جوان ]
چو نزديك كىخسرو آمد فراز * ستودش فراوان و بردش نماز
پس از گيو گودرز پرسيد شاه * كه رستم كجا ماند چون بود راه
به دو گفت گيو اى شه نامدار * برآيد ببخت تو هر گونه كار
نتابيد رستم ز فرمان تو * دلش بسته ديدم بپيمان تو
چو آن نامهء شاه دادم بدوى * بماليد بر نامه بر چشم و روى
عنان با عنان من اندر ببست * چنانچون بود گرد خسرو پرست
برفتم من از پيش تا با تو شاه * بگويم كه آمد تهمتن ز راه
بگيو آنگهى گفت رستم كجاست * كه پشت بزرگى و تخم وفاست
گراميش كردن سزاوار هست * كه نيكى نمايست و خسرو پرست
بفرمود خسرو بفرزانگان * بمهتر نژادان و مردانگان
پذيره شدن پيش او با سپاه * كه آمد بفرمان خسرو به راه
بگفتند گودرز كشواد را * شه نوذران طوس و فرهاد را
دو بهره ز گردان گردنكشان * چه از گرز داران مردمكشان