ابر شهريار آفرين كرد و گفت * كه با جان خسرو خرد باد جفت
چو روى زمين گشت چون پرّ زاغ * ز افراز كوه اندر آمد چراغ
سپهبد بيامد بايوان خويش * برفتند گردان سوى خان خويش
مى آورد و رامشگران را بخواند * همه شب همى زرّ و گوهر فشاند
[ فرستادن كىخسرو رستم را به زمين هند ]
چو از روز شد كوه چون سندروس * بابر اندر آمد خروش خروس
تهمتن بيامد بدرگاه شاه * ز تركان سخن رفت و ز تاج و گاه
زواره فرامرز با او بهم * همى رفت هر گونه از بيش و كم
چنين گفت رستم بشاه زمين * كه اى نامبردار با آفرين
بزاولستان در يكى شهر بود * كزان بوم و بر تور را بهر بود
منوچهر كرد آن ز تركان تهى * يكى خوب جايست با فرّهى
چو كاوس شد بىدل و پير سر * بيفتاد ازو نام شاهى و فر
همى باژ و ساوش بتوران برند * سوى شاه ايران همى ننگرند
فراوان بدان مرز پيلست و گنج * تن بىگناهان از ايشان برنج
ز بس كشتن و غارت و تاختن * سر از باژ تركان بر افراختن
كنون شهريارى بايران تراست * تن پيل و چنگال شيران تراست
يكى لشكرى بايد اكنون بزرگ * فرستاد با پهلوانى سترگ
اگر باژ نزديك شاه آورند * وگر سر بدين بارگاه آورند
چو آن مرز يك سر بدست آوريم * بتوران زمين بر شكست آوريم
برستم چنين پاسخ آورد شاه * كه جاويد بادى كه اينست راه
ببين تا سپه چند بايد به كار * تو بگزين ازين لشكر نامدار
زمينى كه پيوستهء مرز تست * بهاى زمين در خور ارز تست
فرامرز را ده سپاهى گران * چنان چون ببايد ز جنگ آوران
گشاده شود كار بر دست اوى * بكام نهنگان رسد شست اوى
رخ پهلوان گشت از آن آبدار * بسى آفرين خواند بر شهريار
بفرمود خسرو بسالار بار * كه خوان از خورشگر كند خواستار
مى آورد و رامشگران را بخواند * و ز آواز بلبل همى خيره ماند
سران با فرامرز و با پيل تن * همى باده خوردند بر ياسمن
غريونده ناى و خروشنده چنگ * بدست اندرون دستهء بوى و رنگ
همه تازه روى و همه شاد دل * ز درد و غمان گشته آزاد دل
ز هر گونه گفتارها راندند * سخنهاى شاهان بسى خواندند
كه هر كس كه در شاهى او داد داد * شود در دو گيتى ز كردار شاد
همان شاه بيدادگر در جهان * نكوهيده باشد بنزد مهان
بگيتى بماند ازو نام بد * همان پيش يزدان سرانجام بد
كسى را كه پيشه بجز داد نيست * چنو در دو گيتى دگر شاد نيست
[ آراستن كىخسرو ، سپاه خود را ]
چو خورشيد تابان بر آمد ز كوه * سراينده آمد ز گفتن ستوه
تبيره بر آمد ز درگاه شاه * رده بر كشيدند بر بارگاه
ببستند بر پيل رويينه خم * بر آمد خروشيدن گاودم