تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
سپه را سراسر بهم بر زدند * به بوم و ببر آتش اندر زدند
چو بشنيد افراسياب اين سخن * غمى شد ز كردارهاى كهن
نماند ايچ بر دشت ز اسپان يله * بياورد چوپان بميدان گله
در گنج گوپال و بر گستوان * همان نيزه و خنجر هندوان
همان گنج دينار و در و گهر * همان افسر و طوق و زرّين كمر
ز دستور گنجور بستد كليد * همه كاخ و ميدان درم گستريد
چو لشكر سراسر شد آراسته * بريشان پراگنده شد خواسته
بزد كوس رويين و هندى دراى * سواران سوى رزم كردند راى
سپهدار از گنگ بيرون كشيد * سپه را ز تنگى بهامون كشيد
فرستاد و مر سرخه را پيش خواند * ز رستم بسى داستانها براند
به دو گفت شمشير زن سى هزار * ببر نامدار از در كارزار
نگه دار جان از بد پور زال * برزمت نباشد جز و كس همال
تو فرزندى و نيكخواه منى * ستون سپاهى و ماه منى
چو بيدار دل باشى و راه جوى * كه يا رد نهادن به روى تو روى
كنون پيش رو باش و بيدار باش * سپه را ز دشمن نگهدار باش
ز پيش پدر سرخه بيرون كشيد * درفش و سپه را بهامون كشيد
طلايه چو گرد سپه ديد تفت * بپيچيد و سوى فرامرز رفت
از ايران سپه بر شد آواى كوس * ز گرد سپه شد هوا آبنوس
خروش سواران و گرد سپاه * چو شب كرد گيتى نهان گشت ماه
درخشيدن تيغ الماس‌گون * سنانهاى آهار داده به خون
تو گفتى كه بر شد به گيتى بخار * برافروختند آتش كارزار
[ ز كشته فگنده بهر سو سران * زمين كوه گشت از كران تا كران ]
چو سرخه بران گونه پيگار ديد * درفش فرامرز سالار ديد
عنان را به بور سرافراز داد * بنيزه در آمد كمان باز داد
فرامرز بگذاشت قلب سپاه * بر سرخه با نيزه شد كينه‌خواه
يكى نيزه زد همچو آذرگشسپ * ز كوهه ببردش سوى يال اسپ
ز تركان به يارى او آمدند * پر از جنگ و پرخاش جو آمدند
از آشوب تركان و از رزم سخت * فرامرز را نيزه شد لخت لخت
بدانست سرخه كه پاياب اوى * ندارد غمى گشت و برگاشت روى
پس اندر فرامرز با تيغ تيز * همى تاخت و انگيخته رستخيز
سواران ايران بكردار ديو * دمان از پسش بركشيده غريو
فرامرز چون سرخه را يافت چنگ * بيازيد زان سان كه يازد پلنگ
گرفتش كمربند و از پشت زين * برآورد و زد ناگهان بر زمين
پياده به پيش اندر افگند خوار * بلشكرگه آوردش از كارزار
درفش تهمتن همانگه ز راه * پديد آمد و گرد پيل و سپاه
فرامرز پيش پدر شد چو گرد * به پيروزى از روزگار نبرد
بپيش اندرون سرخه را بسته دست * بكرده ورازاد را يال پست
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 275 | حكيم أبو القاسم الفردوسي