تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1347

مساهمون:

ص١٣٤٧
بنزد كه جويى همى دستگاه * برهنه سپهبد برهنه سپاه
بنانى تو سيرى و هم گرسنه * نه پيل و نه تخت و نه بار و بنه
بايران ترا زندگانى بس است * كه تاج و نگين بهر ديگر كس است
كه با پيل و گنجست و با فر و جاه * پدر بر پدر نامبردار شاه
بديدار او بر فلك ماه نيست * به بالاى او بر زمين شاه نيست
هرانگه كه در بزم خندان شود * گشاده لب و سيم دندان شود
ببخشد بهاى سر تازيان * كه بر گنج او زان نيايد زيان
سگ و يوز و بازش ده و دو هزار * كه با زنگ زرّند و با گوشوار
بسالى همه دشت نيزه وران * نيابند خورد از كران تا كران
كه او را ببايد بيوز و بسگ * كه در دشت نخچير گيرد بتگ
سگ و يوز او بيشتر زان خورد * كه شاه آن به چيزى همى نشمرد
شما را بديده درون شرم نيست * ز راه خرد مهر و آزرم نيست
بدان چهره و زاد و آن مهر و خوى * چنين تاج و تخت آمدت آرزوى
جهان گر بر اندازه جويى همى * سخن بر گزافه نگويى همى
سخن گوى مردى بر ما فرست * جهان ديده و گرد و زيبا فرست
بدان تا بگويد كه راى تو چيست * بتخت كيان رهنماى تو كيست
سوارى فرستيم نزديك شاه * بخواهيم ازو هرچ خواهى بخواه
تو جنگ چنان پادشاهى مجوى * كه فرجام كار انده آيد به روى
نبيره جهاندار نوشين روان * كه با داد او پير گردد جوان
پدر بر پدر شاه و خود شهريار * زمانه ندارد چنو يادگار
جهانى مكن پر ز نفرين خويش * مشو بدگمان اندر آيين خويش
بتخت كيان تا نباشد نژاد * نجويد خداوند فرهنگ و داد
نگه كن بدين نامهء پندمند * مكن چشم و گوش و خرد را ببند
چو نامه به مهر اندر آمد بداد * به پيروز شاپور فرخ نژاد
بر سعد وقاص شد پهلوان * از ايران بزرگان روشن روان
همه غرقه در جوشن و سيم و زر * سپرهاى زرّين و زرّين كمر

[ پاسخ نامهء رستم از سعد وقاص ]

چو بشنيد سعد آن گرانمايه مرد * پذيره شدش با سپاهى چو گرد
فرود آوريدندش اندر زمان * بپرسيد سعد از تن پهلوان
هم از شاه و دستور و ز لشكرش * ز سالار بيدار و ز كشورش
ردا زير پيروز بفگند و گفت * كه ما نيزه و تيغ داريم جفت
ز ديبا نگويند مردان مرد * ز زرّ و ز سيم و ز خواب و ز خورد
گرانمايه پيروز نامه بداد * سخنهاى رستم همى كرد ياد
سخنهاش بشنيد و نامه بخواند * دران گفتن نامه خيره بماند
بتازى يكى نامه پاسخ نوشت * پديدار كرد اندر و خوب و زشت
ز جنّى سخن گفت و ز آدمى * ز گفتار پيغمبر هاشمى
ز توحيد و قرآن و وعد و وعيد * ز تأييد و ز رسمهاى جديد