تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1284

مساهمون:

ص١٢٨٤
بدان نامدارى كه بهرام بود * مرا زو همه رامش و كام بود
كنون من ز كسهاى آن نامدار * چرا باز ماندم چنين سست و خوار
نكوهش كند هرك اين بشنود * ازين پس بسوگند من نگرود
نخوردم غم خرد فرزند اوى * نه انديشهء خويش و پيوند اوى
چو با ما به فرزند پيوسته شد * به مهر و خرد جان او شسته شد
بفرمود تا شد برادرش پيش * سخن گفت با او ز اندازه بيش
كه كسهاى بهرام يل را ببين * فراوان بر ايشان بخوان آفرين
بگو آنك من خود جگر خسته‌ام * بدين سوك تا زنده‌ام بسته‌ام
به خون روى كشور بشستم ز كين * همه شهر نفرين به دو آفرين
بدين درد هر چند كين آورم * و گر آسمان بر زمين آورم
ز فرمان يزدان كسى نگذرد * چنين داند آن كس كه دارد خرد
كه او را زمانه بران گونه بود * همه تنبل ديو وارونه بود
بران زينهارم كه گفتم سخن * بران عهد و پيمان نهاديم بن
سوى گرديه نامه‌يى بد جدا * كه اى پاك دامن زن پارسا
همه راستى و همه مردمى * سرشتت فزونى و دور از كمى
ز كار تو انديشه كردم دراز * نشسته خرد با دل من براز
به از تو نديدم كسى كدخداى * بياراى ايوان ما را براى
بدارم ترا همچو جان و تنم * بكوشم كه پيمان تو نشكنم
و زان پس بدين شهر فرمان تراست * گروگان كنم دل بدانچت هواست
كنون هر كه دارى همه گرد كن * بپيش خردمند گوى اين سخن
ازين پس ببين تا چه آيدت راى * بروشن روانت خرد رهنماى
خرد را بر ان مردمان شاه كن * مرا زان سگاليده آگاه كن
همى رفت برسان قمرى ز سرو * بيامد برادرش تازان بمرو
جهانجوى با نامور رام شد * بنزديك كسهاى بهرام شد
بگفت آنچ خاقان به دو گفته بود * كه از كين آن كشته آشفته بود
ازان پس چنين گفت كاى بخردان * پسنديده و كار ديده ردان
شما را بدين مزد بسيار باد * ورا داور دادگر يار باد
يكى ناگهان مرگ بود آن نه خرد * كه كس در جهان ز آن گمانى نبرد
پس آن نامه پنهان بخواهرش داد * سخنهاى خاقان همه كرد ياد
ز پيوند و ز پند و نيكو سخن * چه از نو چه از روزگار كهن
ز پاكى و از پارسايىّ زن * كه هم غمگسارست و هم راى زن
جوان گفت و آن پاك دامن شنيد * ز گفتار او خامشى برگزيد
و زان پس چو بر خواند آن نامه را * سخنهاى خاقان خودكامه را
خرد را چو با دانش انباز كرد * بدل پاسخ نامه را ساز كرد
به دو گفت كاين نامه برخواندم * خرد را بر خويش بنشاندم
چنان كرد خاقان كه شاهان كنند * جهان ديده و پيشگاهان كنند
به دو باد روشن جهان بين من * كه چونين بجويد همى كين من