تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1222

مساهمون:

ص١٢٢٢
پدر زنده و تخت شاهى بجاى * نهاده تو اندر ميان پيش پاى
ندانم سرانجام اين چون بود * هميشه دو چشمم پر از خون بود
جز از درد و نفرين نجويى همى * گل زهر خيره ببويى همى
چه گويند چوبينه بدنام گشت * همه نام بهرام دشنام گشت
برين نيز هم خشم يزدان بود * روانت بدوزخ بزندان بود
نگر تا جز از هرمز شهريار * كه بد در جهان مر ترا خواستار
هم آن تخت و آن كالهء ساوه شاه * بدست آمد و بر نهادى كلاه
چو زو نامور گشتى اندر جهان * بجويى كنون گاه شاهنشهان
همه نيكويها ز يزدان شناس * مباش اندرين تاجور ناسپاس
برزمى كه كردى چنين كش مشو * هنرمند بودى منى فش مشو
بدل ديو را يار كردى همى * بيزدان گنهگار گردى همى
چو آشفته شد هرمز و بر دميد * بگفتار آذر گشسب پليد
ترا اندرين صبر بايست كرد * نبد بنده را روزگار نبرد
چو او را چنان سختى آمد به روى * ز بردع بيامد پسر كينه جوى
ببايست رفتن بر شاه نو * بكام وى آراستن گاه نو
نكردى جوان جز براى تو كار * نديدى دلت جز به روزگار
تن آسان بدى شاد و پيروز بخت * چرا كردى آهنگ اين تاج و تخت
تو دانى كه از تخمهء اردشير * بجايند شاهان برنا و پير
ابا گنج و با لشكر بىشمار * بايران كه خواند ترا شهريار
اگر شهريارى بگنج و سپاه * توانست كردن بايران نگاه
نبودى جز از ساوه سالار چين * كه آورد لشكر بايران زمين
ترا پاك يزدان بر و بر گماشت * بد او ز ايران و توران بگاشت
جهاندار تا اين جهان آفريد * زمين كرد و هم آسمان آفريد
نديدند هرگز سوارى چو سام * نزد پيش او شير درنده گام
چو نوذر شد از بخت بيدادگر * به پا اندر آورد راى پدر
همه مهتران سام را خواستند * همان تخت پيروزه آراستند
بران مهتران گفت هرگز مباد * كه جان سپهبد كند تاج ياد
كه خاك منوچهر گاه منست * سر تخت نوذر كلاه منست
بدان گفتم اين اى برادر كه تخت * نيابد مگر مرد پيروز بخت
كه دارد كفى راد و فرّ و نژاد * خردمند و روشن دل و پر ز داد
ندانم كه بر تو چه خواهد رسيد * كه اندر دلت شد خرد ناپديد
به دو گفت بهرام كاينست راست * برين راستى پاك يزدان گواست
و ليكن كنون كار ازين در گذشت * دل و مغز من پر ز تيمار گشت
اگر مه شوم گر نهم سر بمرگ * كه مرگ اندر آيد بپولاد ترگ

[ سگالش خسرو پرويز با سپهداران و موبدان خود ]

و زان روى شد شهريار جوان * چو بگذشت شاد از پل نهروان
همه مهتران راز لشكر بخواند * سزاوار بر تخت شاهى نشاند