تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1056

مساهمون:

ص١٠٥٦

داستان نوش زاد با كسرى

[ زاده شدن نوش‌زاد و زنى ترسا ]

اگر شاه ديدى و گر زير دست * و گر پاك دل مرد يزدان پرست
چنان دان كه چاره نباشد ز جفت * ز پوشيدن و خورد و جاى نهفت
اگر پارسا باشد و راى زن * يكى گنج باشد براگنده زن
بويژه كه باشد به بالا بلند * فروهشته تا پاى مشكين كمند
خردمند و هشيار و با راى و شرم * سخن گفتنش خوب و آواى نرم
برين سان زنى داشت پر مايه شاه * به بالاى سرو و بديدار ماه
بدين مسيحا بد اين ماه روى * ز ديدار او شهر پر گفت و گوى
يكى كودك آمدش خورشيد چهر * ز ناهيد تابنده‌تر بر سپهر
ورا نامور خواندى نوش زاد * نجستى ز ناز از برش تند باد
بباليد برسان سرو سهى * هنرمند و زيباى شاهنشهى
چو دوزخ بدانست و راه بهشت * عزيز و مسيح و ره زردهشت
نيامد همى زند و استش درست * دو رخ را به آب مسيحا بشست
ز دين پدر كيش مادر گرفت * زمانه به دو مانده اندر شگفت
چنان تنگ دل گشته زو شهريار * كه از گل نيامد جز از خار بار
در كاخ و فرخنده ايوان او * ببستند و كردند زندان او
نشستنگهش جند شاپور بود * از ايران و ز باختر دور بود
بسى بسته و پر گزندان بدند * برين بهره با او بزندان بدند
بدان گه كه باز آمد از روم شاه * بناليد زان جنبش و رنج راه
چنان شد ز سستى كه از تن بماند * ز ناتندرستى باُردن بماند
كسى برد زى نوش زاد آگهى * كه تيره شد آن فرّ شاهنشهى
جهانى پر آشوب گردد كنون * بيارند هر سو ببد رهنمون
جهاندار بيدار كسرى بمرد * زمان و زمين ديگرى را سپرد
ز مرگ پدر شاد شد نوش زاد * كه هرگز ورا نام نوشين مباد
برين داستان زد يكى مرد پير * كه گر شادى از مرگ هرگز ممير
پسر كو ز راه پدر بگذرد * ستمكاره خوانيمش ار بىخرد
اگر بيخ حنظل بود ترّ و خشك * نشايد كه بار آورد شاخ مشك
چرا گشت بايد همى زان سرشت * كه پاليزبانش ز اول بكشت
اگر ميل يابد همى سوى خاك * ببرّد ز خورشيد و ز باد و خاك
نه زو بار بايد كه يابد نه برگ * ز خاكش بود زندگانى و مرگ
يكى داستان كردم از نوش زاد * نگه كن مگر سر نپيچى ز داد
اگر چرخ را كوش صدرى بدى ( ؟ ) * همانا كه صدريش كسرى بدى
پسر سر چرا پيچيد از راه اوى * نشست كه جويد ابر گاه اوى
ز من بشنو اين داستان سر بسر * بگويم ترا اى پسر در بدر
چو گفتار دهقان بياراستم * بدين خويشتن را نشان خواستم
كه ماند ز من يادگارى چنين * بدان آفرين كو كند آفرين
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1056 | حكيم أبو القاسم الفردوسي