تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى) — صفحة 1044

مساهمون:

ص١٠٤٤
چو بر خاستى نالهء كرّ ناى * مناديگرى پيش كردى بپاى
كه اى زيردستان شاه جهان * كه دارد گزندى ز ما در نهان
مخسبيد ناايمن از شهريار * مداريد ز انديشه دل نابكار
ازين گونه لشكر بگرگان كشيد * همى تاج و تخت بزرگان كشيد
چنان دان كه كمّى نباشد ز داد * هنر بايد از شاه و راى و نژاد
ز گرگان بسارىّ و آمل شدند * بهنگام آواز بلبل شدند
در و دشت يك سر همه بيشه بود * دل شاه ايران پر انديشه بود
ز هامون بكوهى بر آمد بلند * يكى تازيى بر نشسته سمند
سر كوه و آن بيشه‌ها بنگريد * گل و سنبل و آب و نخچير ديد
چنين گفت كاى روشن كردگار * جهاندار و پيروز و پروردگار
تويى آفرينندهء هور و ماه * گشاينده و هم نماينده راه
جهان آفريدى بدين خرمى * كه از آسمان نيست پيدا زمى
كسى كو جز از تو پرستد همى * روان را بدوزخ فرستد همى
ازيرا فريدون يزدان پرست * بدين بيشه بر ساخت جاى نشست
به دو گفت گوينده كاى دادگر * گر ايدر ز تركان نبودى گذر
ازين مايه ور جا بدين فرّهى * دل ما ز رامش نبودى تهى
نياريم گردن بر افراختن * ز بس كشتن و غارت و تاختن
نماند ز بسيار و اندك بجاى * ز پرنده و مردم و چارپاى
گزندى كه آيد بايران سپاه * ز كشور بكشور جزين نيست راه
بسى پيش ازين كوشش و رزم بود * گذر ترك را راه خوارزم بود
كنون چون ز دهقان و آزادگان * برين بوم و بر پارسا زادگان
نكاهد همى رنج كافزايشست * بما بر كنون جاى بخشايشست
نباشد بگيتى چنين جاى شهر * گر از داد تو ما بيابيم بهر
همان آفريدون يزدان پرست * ببد بر سوى ما نيازيد دست
اگر شاه بيند به راى بلند * بما بر كند راه دشمن ببند
سرشك از دو ديده بباريد شاه * چو بشنيد گفتار فرياد خواه
بدستور گفت آن زمان شهريار * كه پيش آمد اين كار دشوار خوار
نشايد كزين پس چميم و چريم * و گر تاج را خويشتن پروريم
جهاندار نپسندد از ما ستم * كه باشيم شادان و دهقان دژم
چنين كوه و اين دشتهاى فراخ * همه از در باغ و ميدان و كاخ
پر از گاو نخچير و آب روان * ز ديدن همى خيره گردد روان
نمانيم كين بوم ويران كنند * همى غارت از شهر ايران كنند
ز شاهىّ و ز روى فرزانگى * نشايد چنين هم ز مردانگى
نخوانند بر ما كسى آفرين * چو ويران بود بوم ايران زمين
بدستور فرمود كز هند و روم * كجا نام باشد بآباد بوم
ز هر كشورى مردم بيش بين * كه استاد بينى برين برگزين
يكى باره از آب بركش بلند * برش پهن و بالاى او ده كمند