و گويند : كه : شخصى ديگر از مادر خود به آن حضرت شكايت كرد كه با من بدخوئى مىكند ، آن حضرت فرمود كه : بد خلق و بدخو نبود وقتى كه در رحم او بودى نُه ماه ، و چون باز شكايت نمود فرمود : بدخو نبود در زمانى كه تو را شير مىداد و تكفّل حال تو مىكرد ، و سال ديگر ديگر باره شكايت كرد از بد خلقى او ، آن حضرت فرمود كه : بدخو نبود در وقتى كه بيدار مىبود براى تو در شبها ، پسر جواب داد : كه جزا و مكافات اين رنجهاى او بجا آوردم ، آن حضرت فرمود كه : آنچه نسبت به او كرده باشى مكافات و عوض درد زائيدن او بوده باشد .
و در حديث واقع است كه : ايّاكم وعقوق الوالدين ، فإنّ ريح الجنّة توجد ريحها من مسيرة ألف عام ، و لا يجد ريحها عاقّ ولا قاطع رحم « 1 » .
بپرهيزيد و بر حذر باشيد از عقوق و مخالفت پدر و مادر ، به درستى كه بوى بهشت موجود و حاصل است از هزار ساله راه ، و در نيابد بوى بهشت را كسى كه عقوق و مخالفت با پدر و مادر نموده باشد ، و صلهء رحم نسبت به اقربا و خويشان مرعا نداشته .
نقل است كه حذيفهء يمانى در يكى از غزوات رسول صلى الله عليه و آله پدرش را در صف كفّار مشاهده نمود ، از آن حضرت اذن طلبيد در كشتن پدرش با وجود كفر او ، آن حضرت او را اجازت نداد و فرمود كه : دعه يله غيرك . بگذار او را تا ديگرى نزديك او رود و او را به قتل آورد كه تو را كشتن او لايق و مناسب نيست .
تا اين جا عبارت آن كتاب است .
هامش
( 1 ) اصول كافى 2 : 349 ح 6 .