تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
كه اكرام آل محّد صلى الله عليه و آله مىكند حافظ سنّت است ، و هر كه ايشان را در دل وقعى نمىدهد و دوست نمىدارد مبتدع است ، و حافظ سنّت هر كه هست مسلمان است ، و مبتدع هر كه هست غير حافظ و مقيّد به سنّت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله نيست . نقل است از بعضى اصحاب رسول صلى الله عليه و آله كه گفت : شخصى از انصار به خدمت رسول جبّار آمد و گفت : سگ فلان انصارى جامهء مرا بدريد ، و ساق من بخراشيد ، و منع كرد مرا از خدمت تو كه نماز صبح بگذارم ، سيد عالم فرمود فرمود كه : چون سگ گزندگى بنياد نهاد ، شرع به ريختن خونش فتوا داد ، پس كسى به خانهء انصارى به احضار سگ و صاحبش فرستاد ، و بعد از شرف حضور انصارى سلام داد ، پس سيد عالم فرمود كه : سگ تو بنياد گزندگى نموده ، و جامهء واردان من دريده ، و در راه روندگان من بى راهى كرده است ، انصارى گفت : اينك سگ حاضر است . حضرت رسول صلى الله عليه و آله چون نظر بر آن كرد ، تأثير لطف حق سگ را قوّهء سخن گفتن بخشيد ، و بر خواجهء كاينات سلام كرد و گفت : اى سيد عالم چرا فتوا به خون من داده‌اى ؟ حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : حكم سباع ضوارى حكم يهود دارد تا ملتزم جزيه‌اند چون ايشان در حمايت جزيه‌اند ، و چون در جزيه سستى كنند قتل ايشان واجب باشد ، همچنين سباع ضوارى چون سبعيت آغاز كردند قتل ايشان واجب آيد . سگ گفت : يا رسول اللَّه أمرنا بذلك ، ما را فرموده‌اند كه با سگان سگى كنيم ، و دشمنان اهل بيت تو از سگان كمترند كه مايهء انسانيت ندارند اگرچه گوشتشان نخوريم امّا بدندانشان بدريم ، اين انصارى دشمن اهل بيت توست ، و چون به مسجد مىآمد در راه سبّ اهل بيت تو مىكرد ، از اين جهت پاى او را بخراشيدم ، چون سيد عالم نظر بر انصارى كرد ، اثر صدق سخن سگ در ناصيهء او پيدا شد ، گفت : سبحان اللَّه سگ يك نفس با دشمنان آل من نمىتواند ساخت .