سادة حسنيين أهل التقى والدين * أولاد شمس الدين جاب السبع ثوره
الثور يا سادة السبع ما راده * والناس شهادة غيّاب وحضورا
وقد شاهدت جدّتي امّ والدي - تغمّدهما اللَّه برحمته - واتّفق أنّ ابن آوى أخذ منها دجاجة ليلًا ، فرأيناه وقت الصباح عاضّاً وهو ميت .
از مضمون اين حكايت كه شير حراست آن صالحهء علويه نموده است تا فراغ او از شغل عبادت ، و حكايت ثانى نيز كه مؤلّف كتاب مسطور از جدّ امجد خود نقل نموده كه در صحرا گاوى را كه از جناب ايشان بود شير كشته ، و بر سر او ايستاده و جرأت خوردن نمىكرد ، تا حدّى كه جدّ سيّد مذكور را كه صاحب آن گاو بود اعلام مىنمايند ، سيد مرقوم ريسمان گاو را بر گردن شير بسته جبراً آن را به خانه برده مقيّد مىنمايند كه عوض گاو حراثت و شخم زمين نمايد ، و شير اطاعت نموده گردن به حبل انقياد او مىدهد ، مردم از ناظرين و غيره متحيّر در حكايت او مىشوند ، آخر الأمر جمعى كه در جوار آن سيد بودهاند بى تاب از خوف شير شده به التماس تمام او را سر مىدهد ، چنان چه بعضى به نظم به نحوى كه مرقوم شد نقل نمودهاند ، مؤيد مراتب فوق مىتواند شد .
آنچه از حكايت ابن آوى و دجاجه نقل نموده ، اين ظاهر مىگردد كه موذى منسوبان ايشان هر چند دجاجه باشد البتّه به بلائى مبتلا مىگردد .
و در كتاب معانى اشارات القرآن اين مضمون به اين نحو وارد است : اكرام اولاد محمّد صلى الله عليه و آله حفظ سنّت است ، پس حافظ سنّت آن است كه اكرام اولاد محمّد صلى الله عليه و آله كند ، و هر چه بدعت است مخالف سنّت محمّد صلى الله عليه و آله است ، واكرام اولاد رسول به نصّ قرآن ثابت است ، قوله تعالى
( قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى )
« 1 » و خلق عالم از اين دو قسم بيرون نيستند ، يا حافظ سنّت يا مبتدع ، هر
هامش
( 1 ) سورهء شورى : 23 .