و مقصود از اين ثنا و بيان و مدّعا از تبيان اين بنيان كه شرافت اهل بيت و بنى هاشم است در طى حكايت سگ و شير چون تباشير صبح صادق بر طالب طريق حق و جادّهء مستقيم اگر سبعيت نفس امّارهء اعادى شوميهء شاميهء شمريه نكند ، و خود را در شمار شيئى از تعيّنات حجّاجى نشمارد ، واضح و روشن است .
و شيخ طبرسى در كتاب مناقب الطاهرين در احوال حضرت امام موسى عليه السلام ومعجزات او از ابوحمزه طائى نقل نموده كه گفت كه : شيرى در سفرى كه آن حضرت عليه السلام در طى طريق بودند نزد آن حضرت عليه السلام آمد ، و دست بر كفل مركب آن حضرت عليه السلام انداخت ، چنان چه ما خوف نموديم ، و سر پيش آورد به نحوى كه كسى سر گوشى نمايد سر نمود ، بعد آن كه آن حضرت عليه السلام او را مجاب ساختند بلند فرمودند : آمين .
بعد از مراجعت آن شير از آن حضرت عليه السلام چون سؤال نموديم ، فرمود كه :
استدعا من نمود كه دعا كنم در حقّ زوجهاش كه در وضع حمل است كه كار بر ايشان آسان شود ، و به زودى وضع حمل آن بشود ، چون من دعا جهت زوجهاش كردم او گفت : امض في حفظ اللَّه ، فلا سلّط اللَّه عليك ولا على أحد من ذرّيتك ولا على أحد من شيعتك من السباع ، پس من گفتم : آمين .
سند بيستم : خباثت مبغين اهل بيت عليهم السلام
ابن بابويه قمّي - رحمه اللَّه تعالى - در كتاب خصال در باب ثلاثة آورده : من لم يحبّ عترة النبي صلى الله عليه و آله فهو لإحدى ثلاث ، عن أبيرافع عن علي عليه السلام قال : قال