وجدته يتغنّي بهجائنا ، ويؤلب علينا « 1 » .
پس از اين حديث مستفاد شد كه خصلت كسى كه اين عمل قبيح ، يعنى :
دخول بر او واقع شده ، اين است كه متغنّي به هجو اهل بيت مىشود ، و به ضرر ايشان جمع شده مىكوشند .
و در نهايهء ابن اثير ايراد نموده در باب الهمزة مع اللام : الألب بالفتح والكسر :
القوم يجتمعون على عداوة انسان وتألّبوا أي تجمّعوا « 2 » .
و مكرّر در اين كتاب موافق احاديث سيما حديث عبّاس مذكور شده كه اهل بيت شامل بنى هاشم است « ولنا ونحن » كه اهل بيت فرمودهاند نيز به دستور شامل ايشان بود در اكثر احاديث صريحاً ، وآيهء
( قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ )
موافق حديث كلينى تعميم داشت ، كه امر به مودّت شده است ، اگر اعادى مدخوله در اين احاديث احتمال شمول نمىدهند ، و توجيه ديگر مىنمايند ، خود ظاهر و باطن و پشت و روى مراتب و واقع و احاديث و امور خود را خبر دارترند ، واللَّه يعلم .
و ابن بابويه - رحمه اللَّه تعالى - نيز در كتاب من لا يحضره الفقيه ، در باب المياه وطهرها ونجاستها ، ايراد نموده است : ولا يجوز التطهّر بغسالة الحمّام ؛ لأنّه يجتمع فيه غسالة اليهودي والمجوسي والنصراني والمبغض لآل محمّد صلى الله عليه و آله ، وهو أشرّهم « 3 » .
و از اين احاديث ظاهر مىشود كه كسى كه محبّت اهل بيت نبوّت صلى الله عليه و آله را ندارد ولد الزنا ، و خسيس ، و نحس ، و نجس ، و مأبون است ، و مدخول ، و چون در ناصبى اهل بيت اين علّت هست مناسب در اين مقام اين كلام كه من القواعد الكلّية « النصب علم المفعولية » و همچنين عدوّ ايشان از يهودى و مجوسى و
هامش
( 1 ) خصال شيخ صدوق ص 506 - 507 ح 4 .
( 2 ) نهايهء ابن اثير 1 : 59 .
( 3 ) من لا يحضره الفقيه 1 : 12 .