هذا آخر التعزية بلفظها نقلتها من كتاب التتمّات والمهمّات ، وعليها نختم الرسالة حامدين للّه تعالى على نواله ، مصلّين على صاحب الرسالة وعلى آله أهل العصمة و العدالة « 1 » .
پس از احاديث مرقومهء فوق مستفاد مىشود كه ذرّيهء رسول اللَّه صلى الله عليه و آله را بايد به نحوى رعايت نمود كه آنچه به خود و ذرّيت خود روا دار نباشند به ايشان روا دار نباشند .
و ايضاً معلوم مىگردد كه اين رعايت مخصوص به ائمّهء معصومين عليهم السلام نيست ، به جهت آن كه جماعت مذكوره از جملهء ائمّه عليهم السلام نبودند كه در باب ايشان اين نحو روايات وارد شده باشد .
پس در اين صورت جابر كسر قلوب ذرّيه و وجه بيروئيهاى بى صورت كه با ايشان مواجهه رو داده نسبت به انصار زمان سابق و انصار آن حضرت در اين زمان به زعم فاسد خود آيا چه خواهد بود ، و در روز قيامت نزد جبّار سماوات و ارض على رؤوس الاشهاد ، و به محضر اولى الأيدى والابصار مطمح نظر اين مردم دور ، و در جواب و توجيه چه باشد .
و در وقت سؤال چه خواهند گفت ، كه ضم مىنمايند با رفع مردمى و نظر لطف و محبّت عوض اجر نبوّت زجر را و به صد جرّ ثقيل نصب عداوتها نسبت به اهل اين نسب عالى بى سببى مجوز مىدانند ، و رزيه و مصيبتى كه به ادون منسوبين و اهل بيت خود تصوّر نمىتوانند نمود ، تصديق لزوم و حكم تحقّقش به ذرّيه و اهل بيت اشرف المرسلين مىكنند .
و مع هذا خود را از كمّل اهل ايمان مىدانند ، و لاف محبّت ائمّهء اطهار اظهار مىنمايند ، و از اين معنا غافلاند كه باطن احوال و نيّات ايشان بر ائمّهء
هامش
( 1 ) مسكّن الفؤاد شهيد ثانى ص 116 - 119 .