اين عبارت واقع است : علي بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن حمّاد بن عيسى ، عن ربعي رفعه ، عن علي بن الحسين عليهما السلام ، قال : واللَّه لا يخرج واحد منّا قبل خروج القائم عليه السلام إلّا كان مثله مثل فرخ طائر طار من وكره قبل أن يستوي جناحاه ، فأخذ الصبيان فعبثوا به « 1 » .
نيست ، به نحوى كه در فصل سيّم در ضمن حديث خروج زيد مرقوم شد ، با آن كه حديثى كه قبيل هذا از حافظ مرقوم شده است ، دالّ است بر آن كه اين سلسلهء عليهء علويه توطيه و تمهيد خروج قائم اهل البيت عليهم السلام بوده باشند ، پس البتّه از احكام اين نحو احاديث مستثنا خواهند بود ، واللَّه اعلم بالصواب .
و در كتاب مجالس المؤمنين آنچه ايراد شده در ذكر احوال سلطان غازان نوادهء هلاكوخان ، كه در بعضى از فقرات احاديث سابقه مذكوره ، بنابر احتمالى اشاره به خروج او شده بود پيش از ظهور و خروج حضرت صاحب عليه السلام ، و دالّ است بر رعايت احترام ذرّيهء رسالت ، و ضبط اهل تاريخ اكرام ايشان را از سلاطين سلف ، اين است كه سلطان غازان مسطور بر دست شيخ ابراهيم حموى اسلام آورده ، و مسمّا به محمود ، وبرادرش خدا بنده مسمّا به محمّد شدند ، بر وجهى كه حافظ ابروى در تاريخ خود تصريح به آن نموده در سنهء اثنين وسبع ، از مذهب باطل اهل سنّت و جماعت تنفّر يافته ، به مذهب حقّ اماميه اثناعشريه انتقال نمود .
وخواجه رشيد مشهور كه وزير سلطان غازان بوده ، در تاريخ غازانى كه تأليف اوست ، آورده كه : سبب دوستى پادشاه اسلام خلّد اللَّه سلطانه نسبت به خاندان رسول صلى الله عليه و آله ، واعزاز سادات رفيع الدرجات آن بود كه دو نوبت جمال با كمال خواجهء كاينات را عليه افضل الصلاة به خواب ديد ، و پيغمبر صلى الله عليه و آله او را به مواعيد خوب مستظهر گردانيد ، و به حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام و امام حسن
هامش
( 1 ) روضهء كافى 8 : 264 ح 382 .