اخبارى كه وارد شده در تفاسير و غيرها كه هر چه در امم سابقه و بنى اسرائيل كه فرزندان اسحاقاند واقع شده ، در اين امّت بعينه واقع خواهد شد ، چنان چه آيهء كريمهء
( لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ )
« 1 » بر آن دلالت واضحه دارد .
و ايضاً در حديث آمده كه « إنّما يجمع الناس الرضا والسخط » پس اگر كسى در مشرق كشته شود ، و كسى در مغرب به قتل او راضى باشد ، شريك در آن خون خواهد بود ، كما قال اللَّه تعالى في سورة الشمس
( فَعَقَرُوها )
وحال آن كه عاقر ناقهء صالح يك شخص بيش نبود .
فعلى هذا نواصب و اهل سنّت و جماعت مجبّره كه اخلاف اسلاف بنى اميه و بنى عبّاس و سائر أئمّهء جورند ، جانيان و قاتلان آل محمّد باشند .
وبحمد اللَّه والمنّه عساكر مظفّرهء منصورهء متقدّمهء اين دولت علويه كه ذرّيهء حضرت ابراهيم و اسماعيلاند ، توفيق يافته دود از دودمان سپاه رو سياهان بر آورده ، چنان چه در تواريخ مسطور و بر السنه مذكور است .
بلكه اكابر اموات ايشان را سوخته نهايت خوارى رسانيدند ، و مزارات ايشان را مبارز و محارى نمودند ، و احياء ايشان را جلاء اوطان فرموده ، بر بالاى منابر و مناير و در زقاق و اسواق ايشان خطباء و تبرّائيان جمهورية الأصوات سبّ امامان نا تمامان بيشان پريشان ايشان به نام و نشان كردند و مىكنند ، به دليل قول اللَّه عزّ من قائل
( إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً )
« 2 » .
و محمّد بن إسحاق حموى در منهج الفاضلين ، كه از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام اخبار غيب نقل نموده ، و ذكر فضائل آن حضرت را قدرى در آن كتاب بيان نموده ايراد نموده است .
هامش
( 1 ) سورهء انشقاق : 19 .
( 2 ) سورهء احزاب : 57 .