تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
پس در اين وقت قاضى به او گفت كه : به من مىفروشى ثواب اين عمل خير را به ده هزار اشرفى ، مجوسى در جواب گفت : مطلب چه ؟ و باعث بر اين مبايعه چيست ؟ قاضى گفت : جهت آن است كه در خواب چنين و چنان ديدم ، و سرگذشت خود را در جواب بيان كرد . مجوسى در جواب گفت : اى حضرت قاضى بسيار كم است كه عمل قبول درگاه ايزدى گردد ، پس هرگاه دانستم كه اين عمل من به درجهء قبول رسيده چگونه تواند كه آن را به متاع قليل ذخارف دنيويه فروشم ، دست خود را بده تا تكلّم شهادتين نمايم ، و به شرف اسلام مشرّف شوم ، پس كلمتين گفت و اسلامش نيكو شد ، و علويه را طلبيد و مال خود را با او مشاطره كرد ، نصف را به او داد و نصف را خود برداشت . راوى حكايت گفته كه : اين صنف از مردم را خداى عزّوجلّ براى جنّت و راحت آفريده نه از براى خدمت و عبادت ، به حكم الاسلام يجبّ ما قبله ، والعبرة بالخواتيم . نظم :
لطف حق روز ازل چون به كسى يار شود * كافر مست به از قاضى هشيار شود

سند صد و سوّم : نتيجهء خوبى احسان به سادات

ذكر العلّامة رحمه اللّه في كشف اليقين « 1 » ، عن ابن الجوزي في كتاب تذكرة الخواصّ : أنّ عبد اللّه بن المبارك كان يحجّ سنة ويغزو سنة ، وداوم على ذلك خمسين سنة ، فخرج في بعض السنين لقصد الحج ، وأخذ معه خمسمائة دينار ، وذهب إلى موقف الجمّال بالكوفة ليشتري جمّالًا للحج .
هامش
( 1 ) في البحار : جواهر المطالب .