تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
ميان او و مدينه دو روز راه است ، و بعضى گفته‌اند سه روز ، و آن قريه از كفّار خيبر بوده ، كه به طريق مصالحه در تحت تصرّف آن حضرت در آمده بود ، و موجب حكم الهى خالصه و مختصّ حضرت رسالت پناهى شده بود ، و در آنجا چشمهء آب روان و درختان خرماى بسيار بود . و از حضرت امام موسى كاظم عليه السلام چنان چه صاحب طرائف به اسناد خود نقل نموده ، حدود فدك را پرسيدند « 1 » . از تحديد آن حضرت ، ظاهر مىشود كه فدك غير از اين قريهء مذكور است ، و بر هر تقدير مراد به فدك ممالكى است كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله در وقت نزول اين آيه كه
( وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ )
آن را به حضرت فاطمه عليها السلام بخشيده بود ، و بعد از وفات حضرت رسالت صلى الله عليه و آله در تحت تصرّف او بود ، و چون ابوبكر را خليفه ساختند وكيل حضرت فاطمه عليها السلام را از آنجا اخراج نمود . و چون آن حضرت اظهار نمود كه حضرت رسالت صلى الله عليه و آله آن را به من بخشيده‌اند ، ابوبكر بر خلاف قانون شريعت از او گواه طلبيد ، و با آن كه او حضرت اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام و امّ ايمن وامّ سلمه را به گواهى برد ، ابوبكر تصديق ايشان نكرد ، چنان چه شيخ جلال الدين سيوطى در تاريخ الخلفاء « 2 » مذكور ساخته‌اند ، آن را حبوه و خالصهء خود ساخت ، و حال آن كه بىگواه و بينه تصديق ازواج حضرت رسالت صلى الله عليه و آله در حجره‌ها نمود ، و غرض ابوبكر و عمر آن بود كه اهل بيت رسالت درويش شوند تا مردم به ايشان نگروند ، و جمعيت ايشان پريشان گردد . و در كتاب طرائف از بعضى از اعيان مخالفين روايت نموده : كه چون فاطمه عليها السلام در ردّ فدك با ابوبكر سخن كرد ، و اظهار نمود كه پدر بزرگوار آن را به
هامش
( 1 ) طرائف سيد ابن طاووس ص 252 ح 350 . ( 2 ) تاريخ تلخلفاء سيوطى ص 231 .