تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
او بخشيده ، ابوبكر گفت : مرا گمان بود كه تو به علّت ميراث حضرت پيغمبر فدك را متصرّف شده‌اى ، و آن حضرت فرمودند كه : نحن معاشر الأنبياء لا نوّرث ما تركناه صدقة . امّا هرگاه آن حضرت آن را قبل از وفات به تو بخشيده باشد تو را از آن منع نمىكنم . و خواست در باب ردّ فدك كاغذى جهت او بنويسد ، عمر بن الخطّاب او را از آن نوشتن منع نمود وگفت : او زنى بيش نيست از او گواه طلب بايد كرد و آن حضرت امّ ايمن و اسماء بنت عميس را با حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام حاضر كرد تا گواهى دادند ، و ابوبكر در باب ردّ فدك چيزى نوشت جهت حضرت فاطه عليها السلام . و چون خبر به عمر رسيد ، كاغذ را از دست آن حضرت گرفته پاره نمود و گفت : فاطمه زن على بن ابيطالب است ، و او در اين گواهى جز نفع خود منظور نيست ، و گواهى دو زن كافى نيست ، حضرت فاطمه عليها السلام چون كلام عمر استماع نمود گفت : آيا شما از حضرت رسول نشنيده‌ايد كه امّ ايمن و اسماء بنت عميس از اهل جنّت‌اند ؟ و هرگاه چنين باشد چگونه گواهى ايشان باطل خواهد بود ، ابوبكر و عمر به سخن آن حضرت التفات ننمودند . آنگاه آن حضرت فرياد واابتاه بر آورد ، و به خانهء خود مراجعت نمود ، و بعد از اندك زمانى بيمار شد ، و در آن بيمارى وصيت فرمود به حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام كه نگذارد كه ابوبكر و عمر بر او نماز گذارند « 1 » . و بعد از آن حضرت امام رضا عليه السلام مىفرمايد : و آيهء ششم قول خداى عزّوجلّ است
( قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى )
« 2 » كه تفسير آن مجملًا گذشت ، و اين خصوصيتى است مخصوص پيغمبر صلى الله عليه و آله تا روز قيامت ، و خصوصيتى است از براى آل پيغمبر نه غير ايشان ، و اين خصوصيت منظور است
هامش
( 1 ) طرائف سيد ابن طاووس ص 248 . ( 2 ) سورهء شورى : 23 .