روى زمين هيچ ترسا باقى نمىماند ، و به خدا كه من در ايشان نگاه كردم رويهائى ديدم كه اگر از خدا در مىخواستند كوه را از موضع خود زايل مىكردند .
و بعد از مراجعت ايشان رسول صلى الله عليه و آله فرمود : كه اگر وفد نجران با من مباهله كردندى ، حق تعالى ايشان را مسخ كردى به بوزينه و خوك ، پس آتش به ايشان فرو ريختى و جملهء اهل نجران را بسوختى ، حتّى مرغانى كه بر درخت ايشان مىبودند هلاك مىشدند « 1 » .
بدان كه به اجماع همهء مفسّران از موافق و مخالف مراد ب « أبناءنا » حسن و حسيناند عليهما السلام .
و ابوبكر رازى گفته : كه اين دليل است بر اين كه حسن و حسين عليهما السلام پسران رسول خداىاند ، و دختر زادهء شخصى فرزند اوست « 2 » .
و اخبار از طريق مخالف و مؤالف بر اين بسيار است ، و از جمله حديث :
ابناى هذان ريحانتاى من الدنيا ، ابناي هذان إمامان قاما أو قعدا « 3 » . دو گواه عدلاند بر اين مدّعا ، چه مضمون هر دو راجع است به آن كه اين هر دو پسران من يعنى حسن و حسين دو ريحانهء مناند از دنيا ، و اين هر دو پسر پيشواى امّت مناند در حالت نشستن و بر خواستن ، يعنى در جميع احوال .
در خبر است كه محمّد ابن حنيفه در صفّين مقاتلهء نيكو كرد ، و بسيار مردانگى نمود ، اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند كه : اشهد أنّك ابني حقّاً . گواهى مىدهم كه تو پسر منى به حقيقت ، گفتند : يا اميرالمؤمنين حسن و حسين نيز فرزندان
هامش
( 1 ) مجمع البيان مرحوم شيخ طبرسى 2 : 239 - 240 .
( 2 ) تفسير كبير فخر رازى 8 : 81 .
( 3 ) مجمع البيان مرحوم شيخ طبرسى 2 : 241 .