ثورى ، و ابراهيم مدنى ، و فضيل بن عياض ، پس شهادت دادند كه اين حكم قول على عليه السلام است در اين مسأله .
پس گفت امير به ايشان در آنچه رسانيدهاند و گفتند به من بعض علماء از اهل حجاز كه موافق حكم حضرت اميرالمؤمنين آن است كه با ولد صلب عم ارث نمىبرد ، به چه وجه شما فتوا نمىدهيد به اين طريق ؟ و به تحقيق حكم كرده است به اين نوح بن درّاج .
در جواب گفتند علما به امير ، يعنى به هارون الرشيد : كه نوح بن درّاج جرأت و جسارت كرد ، و حكم موافق حق كرد ، و ما ترسيديم ، و به تحقيق كه جارى و ممضى كرد اميرالمؤمنين حكم نوح را به قول قدماء اهل سنّت كه از حضرت رسول صلى الله عليه و آله نقل نمودهاند كه فرمود : علي عليه السلام قاضىتر از شما ، و حاكمتر از شماست . و همچنين گفت عمر بن الخطّاب : على عليه السلام قاضىتر از ماست .
و قاضىتر بودن لفظى است كه جامع جميع فضايل است ، به جهت آن كه جميع آنچه مدح كرده است به آن پيغمبر صلى الله عليه و آله اصحاب خود را از قرائت و علم به فرايض يعنى مواريث ، و هر علمى كه بايد داخل است در قضا ، و اين اشاره است به حديثى كه عامّه در كتب خود ايراد نمودهاند كه پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : أقرؤكم ابي بن كعب ، وأفرضكم زيد بن ثابت ، وأقضاكم علي بن أبيطالب .
گفت هارون الرشيد : يا موسى زياد كن از براى من كلام را در اين مطلب .
حضرت امام موسى عليه السلام فرمود : كه مجالس محلّ امانات است خصوصاً مجلس تو ، پس در جواب گفت : خاطر جمع دار ضررى بر تو نيست .
پس حضرت امام موسى عليه السلام مىفرمايد : گفتم به درستى كه پيغمبر صلى الله عليه و آله صاحب ميراث نمىگردانيد كسى را كه هجرت از مكّهء معظّمه نكرده بود ، و ثابت نمىكرد از جهت او ولايت و اختيارى در ارث تا آن كه هجرت نمىكرد .
پس گفت هارون الرشيد : چه دليل دارى بر اين ؟
فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى ) — صفحة 250
مساهمون: السيد مهدي الرجائي
ص٢٥٠