و حديث سند دهم را كه از فقيه « 1 » مرقوم شده جهت حجّت ايراد نموده ، و بعد از آن ذكر نموده است كه : پس بايد كه پادشاه در تعظيم و اكرام ايشان غايت مبالغه كند ، و در ايصال وظائف و سيور غالات ايشان اهتمام ورزد ، و از احوال فقراء سادات و ايتام و بيوه زنان ايشان غافل نگردد ، و حقوق اخماس و غير ذلك به ايشان برساند .
و اشراف و نقباء سادات و صاحب خاندانهاى بزرگ و رفيع را بزرگ مرتبه دارد ، و در اجلال و توقير ايشان تقصير ننمايد .
پس مستفاد شد از ما ذكر من بعض علماء الفريقين آن كه ايشان تا به اين مرتبه احتياط مىنمودهاند در رعايت و حرمت رحم و قرابت رسول صلى الله عليه و آله ، والاحتياط سبيل لا يضلّ سالكه ولا مسالكه .
و در حبيب السير مذكور است : كه يكى از شرائط صلح حضرت امام حسن عليه السلام با معاويه آن بوده كه پنج هزار درهم كه در بيت المال كوفه موجود بود از آن حضرت طلب ندارد ، تا از آن وجه ديون خود را ادا نمايد ، وخراج فسا و داراب جرد فارس را به مدينه بفرستد تا در مصارف اهل بيت مصروف گردد « 2 » .
و در قاموس اللغه واقع است كه : قفط بالكسر بلد بصعيد مصر موقوفة على العلويين من أيّام أميرالمؤمنين علي عليه السلام « 3 » .
هامش
( 1 ) من لا يحضره الفقيه 2 : 65 ح 1725 .
( 2 ) حبيب السير ص 364 .
( 3 ) قاموس فيروزآبادى 2 : 381 .