چنان چه عالمى از معاصرين در جاى محترمى گفته بود : كه از علماء عظام سادات ، مثل سيد مرتضى رحمه الله ، و جمعى از اين جمله كه به اين مرتبه بودهاند ، صاحب قريحه نبودهاند ، و در ميان ايشان كسى نبوده ، بلكه نفى سيادت جميع نيز يا جزم به وجود سيادت نداشته ، و مردم سيما سادات مىخواستند معارض او شوند ، آخر سيدى در حضور داعى گفت : كه شما ساكت باشيد ، و به جدّ سادات بگذاريد كه او معارض مىشود ، آخر الأمر به اندك فاصله بلكه بلا فاصله به بليهاى مبتلا شد كه از ممرّ غايط بولش مىآمد تا فوت شد ، و اين قريب به آن بود كه مثل افضاء كه در زنان است بوده باشد ، نعوذ باللَّه .
و سادات نيز اگر بد باشند فرضاً مذموم و بد خواهند بود ، چنان چه در اين كتاب مذكور شده ، اين است حقّ مقام در اين مقام ، هر چند جمعى توجيه قوم عبّاسى را در حديث فوق بنا بر قرينهء بيعت عبّاس به أوّلى ، و مقدّمهء شوراء دوّمى ، كه بحث با ايشان آن حضرت الزاماً فرمودند ، حمل بر سنّى بودن ايشان نمودهاند ، و علويين را غير فاطمى و توجيهات به خاطر مىآرند ، لكن اصوب آن است كه مذكور شد .
بندگى بايد پيمبر زادگى منظور نيست * اينجا تن ضعيف و دل خسته مىخرند
كس عاشقى به قوت بازو نمىكند
و علم با عمل خوب است ، وإلّا شيطان نيز عالم است علم با نخوت ، و رشگ كه موجب عداوت سادات باشد ، موافق حديث دليل سوء ولادت و حرام زادگيست
( وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ )
هر چند زياد از اين تقويت