حديث مكارم صريحاً دالّ است بر تقديم بنى هاشم هرگاه در مجلسى احدى از ايشان باشد ، و به اين قرينه معلوم كه در حديث ثانى كه واقع شده « إلّا لرجل » بمعني إلّا لرجل واحد من بنيهاشم است .
و آنچه از بعض احاديث مستفاد مىشود از تقديم جمع ديگر در صدر مجلس ، مثل حديث منقول از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام كه فرمودند : كه كسى كه مجموع اين سه خصلت يا يكى از آنها در او نباشد ، و در صد مجلس بنشيند احمق است ، اوّل آن كه هر چه بپرسند جواب تواند گفت ، دوّم آن كه چون ديگران عاجز شوند او حق را بيان تواند كرد ، سيّم آن كه راهنمائي برأيى كه صلاح اهلش در آن باشد تواند نمود « 1 » .
اين حديث بنا بر ترديد در مجموع اين سه خصلت يا يكى از اينها مستفاد مىشود كه معصوم بخصوص منظور نيست ، هرچند كه مجموع فرد اكملش منحصر به معصوم است .
پس ممكن است كه منظور معصوم عليه السلام وبنيهاشم باشد ، چنان چه واقع است در احاديث كه اولاد عبدالمطّلب اعلماند از شما به ايشان علم مياموزيد ، و واقع است كه ايشان حاضر جواب و صاحب بديههاند ، وأجوبهء مسكته دارند .
و اگر گويد كسى : بنيهاشم اكثر هستند كه علمى ندارند ، مىتوان گفت كه :
شايد در علم ايمانى كه اهمّ است اعلم باشند ، بنيهاشم و ذرّيه و صاحب البيت أدرى بما في البيت .
و علماء اكثر احاديث و آيات كه در باب قريش و بنيهاشم و ذرّيهء حضرت رسالت واقع شده ، و ظاهراً عموم دارد به عموم خود گذاشتهاند ، مثل حديث « قدّموا قريشاً ولا تقدّموهم » و مثل آيهء اصطفى ، وآيهء
( قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً )
حتّى آن كه آيهء تطهير را چنان چه من بعد مذكور مىشود بعضى تعميم نمودهاند ،
هامش
( 1 ) بحار الأنوار 1 : 141 .