كه آن حضرت به لفظ « طردوا » فرمودهاند ، يا « شرّدوا » و در باب ثواب احسان و بذل مال به آل و ذرّيهء رسول اللَّه صلى الله عليه و آله احاديث بسيار وارد است .
از آن جمله در رسالهء رئيس المحدّثين مولانا محمّدباقر المجلسي روّح اللَّه روحه القدّوسي ، در رسالهاى كه در ترجمهء بعضى از احاديث شريف كه در كيفيت سلوك ولات عدل با كافّهء عباد كه ودايع ربّ الأرباباند ، به اين عبارات بيان نموده كه : به سند معتبر منقول است از عبداللَّه بن سليمان كه گفت : در خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بودم ، كه ملازم عبداللَّه نجاشي به نزد آن حضرت عليه السلام آمد و سلام كرد ، ونامهء نجاشى را آورد و به آن حضرت داد ، چون نامه را گشود نوشته بود :
بسم اللَّه الرحمن الرحيم ، من مبتلا گرديدهام به حكومت اهواز ، و مستدعيم كه آقاى من و مولاى من حدّى چند براى من بيان فرمايد كه بدانم كه چه چيز مرا در اين عمل به حق تعالى و رسول او صلى الله عليه و آله نزديك مىگرداند ، و مرا به چه نحو بايد سلوك كرد ، و زكات مال خود را به كه بدهم ؟ و بر كه اعتماد نمايم ؟ و راز خود را به كه سپارم ؟ كه شايد حق تعالى به بركت هدايت تو مرا از عقوبت خود نجات بخشد ، به درستى كه توئى حجّت خداوند عالميان در ميان عباد ، و امين خدا در بلاد ، و پيوسته نعمت الهى بر تو فايض باد .
عبداللَّه بن سليمان گفت : كه حضرت در جواب او نوشت : بسم اللَّه الرحمن الرحيم ، جناب ايزدى تو را حفظ نمايد به احسان خود ، و لطف نمايد به تو به امتنان خود ، و حمايت نمايد تو را به رعايت خود ، به درستى كه همهء امور در تحت قدرت اوست .
امّا بعد : آمد به سوى من رسول تو با نامهاى كه ارسال نموده بودى ، نامه را خواندم ، و مقصود تو را فهميدم ، نوشته بودى كه به حكومت اهواز مبتلا شدهاى ، از اين خبر هم شاد شدم ، و هم اندوهناگ گرديدم .
فضائل السادات يا برترى خاندان رسالت و امامت ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: السيد مهدي الرجائي
ص١٨٢