مساس رجل كفر بود ، چنان چه در خبر است كه « قال عليه السلام : من استخفّ ثوب العالم فقد كفر » لاسيما فرزندى كه جزء اصلى و پرگالهء صلبى و قلبى است ، چون اهانت و عناد وى به مصطفى صلى الله عليه و آله سرايت نكند ، حاش للَّهلا يظنّ أحد لهذا .
در تذكرة الأولياء مىگويد : هر كه را بر محمّد صلى الله عليه و آله ايمان است ، و بر اولاد او ايمان ندارد ، يعنى از عناد و استكبار اولاد باز نيايد ، از عناد مصطفى صلى الله عليه و آله باز نيامده باشد . به اين چند فقره از آن كتاب اكتفا شد ، تا ظاهر شود كه اهل سنّت نيز در محبّت ذرّيهء رسول صلى الله عليه و آله نهايت مبالغه نمودهاند ، والفضل ما شهدت به الأعداء .
و ايضاً آنچه تأييد لزوم رعايت ذرّيهء ائمّهء معصومين و اولاد ايشان سلام اللَّه عليهم اجمعين مىنمايد ، ما وجدت في بعض كتب آداب المتعلّمين : إنّه من توقير الاستاد توقير أولاده و من يتعلّق به ، وكان استادنا برهان الأئمّة يحكي أنّ واحداً من كبار أئّمة بخارا كان يجلس في مجلس الدرس ، وكان يقوم في خلال الدرس أحياناً ، وقال : إنّ ابن استادي يلعب مع الصبيان في السكّة ، ويجيء أحياناً إلى باب المسجد ، فإذا رأيته أقوم له تعظيماً لُاستادي .
و از رئيس المتورّعين مولانا احمد الأردبيلي - رضي اللَّه عنه - مشهور است كه او نيز در حين مباحثه ، مىديدند كه مكرّر به دستور تعظيم حركت نموده از جاى بر مىخيزد و باز مىنشيند ، بعد از استعلام تلامذه از اين حركت ، فرمودند :
كه طفلى علوى در اين مقابل با اطفال بازى مىنمود ، و هر گاه من او را مواجه در مقابل خود ايستاده ملاحظه مىنمودم ، شرم مىكردم كه او ايستاده و من نشسته باشم .
و بر هيچ عاقل مخفى نيست كه چنان چه از آيات و اخبار متواتره ظاهر مىشود حق آن است كه هيچ حقّى از حقوق به حقّ معلّم و استاد نمىرسد ، قال اللَّه تعالى :
( وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً )
« 1 » .
هامش
( 1 ) سورهء مائده : 32 .