دو ، تحت عنوان ايمان به خداوند متعال و فرشتگان و فرستادگان او و ايمان به جهان آخرت .
2 . اصلاح عبادات از طريق راهنمايى مردم به اعمالى كه موجب تزكيه نفس و تغذيه روح و تقويت اراده مىشود و براى تكتك افراد و مجموع آنان سودمند است .
3 . اصلاح اخلاق از طريق راهنمايى مردم به وحدت ، امحاى تعصبات و از ميان بردن تفوقهايى كه موجب دورى آنان از يكديگر مىشود . براى اين منظور قرآن به انسانها متذكر مىشود كه از يك نژاد و از يك نفس و يك خانواده هستند ، پدرشان آدم و مادرشان حوا است و هيچ قومى بر قوم ديگر و هيچ فردى بر فردى ديگر برترى ندارد ، مگر به سبب تقوا ، انسانها در برابر خداوند و دين و قانون او از نظر مرتبه و حقوق و مسئوليتها بدون هيچ استثنايى برابرند ، و اسلام در واقع پيمان برادرى ميان ايشان به شمار مىرود - پيمانى قوىتر از برادرى در نسب و خون ، زبان عام ايشان همان زبان دين و زبان قرآن يعنى زبان عربى است ، آنان امت واحدهاى هستند كه اصول آن را به هم پيوند داده و حدود جغرافيايى و سياسى و اعتبارى نمىتواند ميان ايشان جدايى بيفكند :
« وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ »
« 1 » .
5 . اصلاح سياست يا حكومت از طريق ايجاد عدل و مساوات مطلق ميان مردم و رعايت فضايلى همچون حق و عدل و وفاى به عهد و رحمت و مساوات و محبت ، و دورى از رذايلى همچون ظلم و حقكشى و پيمانشكنى و دروغ و خيانت و فريبكارى و خوردن اموال مردم به باطل ( نظير رشوه و ربا و تجارت به وسيله دين و خرافات ) ، در احكام و معاملات .
6 . اصلاح مالى از طريق دعوت به ميانهروى و اعتدال ، و جلوگيرى از اتلاف و ضايع شدن ثروت و وجوب انفاق آن به صور نيكو و اداى حقوق افراد دور و نزديك و كار و كسب مشروع .
7 . اصلاح حقوق زنان از طريق حمايت از زن و احترام او و دادن همهء حقوق انسانى و دينى و مدنى به او .
8 . اصلاح قواعد و ضوابط جنگى از طريق پيراستن جنگ [ از اعمال جنايتكارانه ] و
هامش
( 1 ) . « همانا اين آيين شماست - آيينى يگانه و من پروردگار شمايم ، پس از من پروا كنيد . » ( مؤمنون : 52 )