شدن از وضع عادى بشرى است . اين حالت بر جسم نبى اثر مىگذارد و بر او فشارى شديد وارد مىسازد به طورى كه چون خفتگان آوايى آهسته از او برمىآيد ، و گاه على رغم سرماى شديد ، عرق از پيشانى وى سرازير مىشود . گاهى نيز وحى مانند صداى زنگى كه در گوش وى طنين اندازد بر پيامبر فرودمىآيد ، و اين سختترين نوع نزول وحى است ؛ و چه بسا حاضران نزديك رسول خدا صدايى چون آواى زنبور مىشنوند ، اما نه كلامى فهم مىكنند و نه سخنى مىشنوند ؛ ولى پيامبر ( ص ) آنچه به او وحى شده مىشنود و مىفهمد و به علم ضرورى آشكار و بىپرده و بدون هيچگونه شك و شبههاى درمىيابد كه آن وحى الهى است . و هنگامى كه حالت وحى از بين مىرود ، آنچه را بر او وحى شده در ذهن و حافظهاش حاضر مىيابد آنچنانكه گويى در قلبش نوشته شده است .
ادلهء شرعى فراوانى در كتاب و سنت بر آنچه ذكر كرديم دلالت دارند . برخى از اين ادله آيات و رواياتى است كه در بخش مراحل نزول ذكر شد . از آيات ديگرى كه بر اين امر دلالت دارد اين فرموده خداوند است :
« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى . إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى . »
« 1 » از روايات نيز حديثى است كه بخارى « 2 » در صحيح خود از عايشه ، امالمؤمنين ، بدين شرح نقل مىكند :
حارث بن هشام از رسول خدا ( ص ) پرسيد : يا رسول خدا ، چگونه وحى بر شما نازل مىشود ؟ رسول خدا ( ص ) پاسخ داد : گاهى وحى همچون صداى ناقوس بر من مىرسد ( و آن سختترين نوع نزول وحى بر من است ) سپس از من دور مىگردد در حالى كه وحى را درك كردهام . گاه نيز فرشته وحى به هيئت مردى متمثل مىشود و با من سخن مىگويد و من سخن او را مىفهمم . » « 3 »
عايشه مىگويد : « پيامبر را در روزى بسيار سرد ديدم كه وحى بر او نازل شد و سپس از او جدا گشت در حالى كه عرق از پيشانيش فرومىچكيد . » « 4 »
هامش
( 1 ) . « و از هواى نفس سخن نمىگويد . نيست اين ( قرآن ) مگر وحيى كه به او فرستاده مىشود . » ( نجم : 3 - 4 )
( 2 ) . محمد بن اسماعيل بن ابراهيم بن مغيره ، بخارى ، ابو عبد اللّه ( 194 - 295 ه . ق ) حافظ حديث . از آثار اوست : الجامع الصحيح ، التاريخ ، الضعفاء ( الأعلام زركلى ، 6 : 34 )
( 3 ) . صحيح بخارى : بدء الوحى ، باب 2 ؛ بدء الخلق ، باب 6 و صحيح مسلم ، كتاب فضائل النبى ، باب 87 و سنن ترمذى ، مناقب 7 و سنن نسايى ، افتتاح 27 .
( 4 ) . براى اطلاع بيشتر از احاديث مربوط به كيفيت نزول وحى و حالات رسول خدا ( ص ) به هنگام دريافت