پوششى براى نيل به خواستههاى منحرف و اباحيگرى و حربهاى براى نابودى دين و ضلالت انسانيت و انسان ساختهاند خواهيم بست .
3 - 1 حقيقت وحى و انواع و كيفيتهاى آن
وحى در لسان شرع عبارت است از : تعليم خداوند به بندهاى كه از ميان بندگانش برگزيده است ، به شيوهاى سرى و پنهان و غير متعارف در ميان بشر .
اين تعليم شامل انواع هدايتها و آگاهىهايى مىشود كه خداوند اطلاع بندهء خود را از آنها اراده فرموده است . وحى را انواع مختلف است :
1 . سخن گفتن ميان بنده و پروردگار ؛ آنچنان كه خداوند با موسى سخن گفت .
2 . الهامى كه خداوند به صورت علم ضرورى بر قلب بندهء برگزيدهاش القا مىكند به گونهاى كه در صحت آن ترديد نمىكند و دفع آن برايش ممكن نيست .
3 . رؤياى صادقى كه همچون سپيدهء صبح آشكار و روشن واقع مىشود .
4 . به وسيلهء جبرئيل امين كه فرشتهاى بزرگوار و نيرومند و نزد پروردگار عرش گرامى و داراى مكنت و منزلت است . نوع اخير مشهورترين و شايعترين انواع وحى است و همهء آيات قرآنى به همين طريق وحى شدهاند . در اصطلاح به اين نوع از وحى ، وحى جلى مىگويند . خداوند متعال مىفرمايد :
« نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ . عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ . بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ . »
« 1 »
فرشتهء وحى نيز به اشكال مختلف فرودمىآيد . زمانى در شكل حقيقى خويش بر پيامبر ظاهر مىشود . زمانى به صورت انسان آشكار مىگردد به طورى كه ديگران وى را مىبينند و كلام او را مىشنوند . گاهى نيز پنهانى بر رسول خدا نازل مىشود و ديگران وى را نمىبينند ، اما آثار دگرگونى و انفعال در سيماى پيامبر ظاهر شده مانند به خواب رفتگان صدايى خفيف از دهان او شنيده مىشود و فرشته وحى در حالى از او دور مىشود كه گويى حالتى شبيه غش و اغما وى را فرا گرفته ، اما اين حالت از نوع غش و اغما نيست ، بلكه صرفا ناشى از غرقه شدن در جذبه ملاقات با فرشتهء روحانى و دور
هامش
( 1 ) . روح الامين ( جبرئيل ) آن را فرودآورده است بر قلب تو تا از بيمدهندگان باشى ، به زبان تازى روشن .
( شعراء : 193 - 195 )