سوره . « 1 »
به منظور تقريب مسئله وحى به ذهن خوانندهء محترم ، يكى از تجارب خواب مغناطيسى را كه خود از نزديك شاهد آن بودم نقل مىكنم :
در باشگاه جوانان مسلمان جمع كثيرى از افراد تحصيل كرده جمع آمده بودند تا كنفرانس مهمى را دربارهء خواب مغناطيسى مشاهده كنند و دريابند كه چگونه ممكن است خواب مغناطيسى به عنوان سلاحى زهرآگين براى تغيير دين و اعتقادات يك فرد به كار گرفته شود ، آن چنان كه بعضى از ماهران در اين فن به چنين دنائتى تن داده و در حادثه شنيع و مشهورى كه در سال 1351 ه . ق رخ داد با استفاده از اين شيوهء ننگين يكى از بهترين جوانان مسلمان را گرفتار ساختند . سخنران كه استاد فن خواب مغناطيسى بود فردى را حاضر ساخت . آن شخص به لحاظ روحى ضعيف و در تأثير پذيرفتن از استاد آمادگى لازم را داشت . برعكس ، استاد داراى روحى قوى و از استعداد اثربخشى خاصى برخوردار بود . ( البته ضعف و قوت روحى وجوهى دارد كه فعلا در صدد بيان آن نيستيم ) . هيپنوتيزمكننده در چشمان شخص به نحوى نافذ خيره شد و در برابر ديدگان او حركات مخصوصى كه « سبحات » نام دارد انجام داد . « 2 » لحظهاى بيش نگذشت كه آن شخص به خواب عميقى فرورفت ، رنگ چهرهاش تغيير كرد ، جسمش از حركت بازايستاد و حواس عادى خود را از دست داد ، به طورى كه چند نفر از حاضران به دفعات سوزن به تن او فروكردند اما شخص عكس عكسالعملى نشان نمىداد و هيچ نشانى از وجود قوهء درك و حس در او مشاهده نمىشد . آن وقت همهء ما از اين كه شخص به خواب مصنوعى يا مغناطيسى فرورفته است اطمينان يافتيم . در اينجا هيپنوتيزمكننده در حالى كه كاملا بر وى مسلط بود از او سؤال كرد : نامت چيست ؟ وى نام خود را گفت .
خوابكننده گفت : اسم تو اين نيست . نام تو فلان است ( و اسمى ديگر بر او نهاد ) و سپس با تلقين در قالب استدلال و امر و نهى و به اشتباه انداختن شخص ، كار را به مرحلهء تثبيت نام دروغين و محو نام واقعى در نفس او رسانيد . تلقين مطالب خلاف واقع و امر و
هامش
( 1 ) . « زودا كه آنان را نشانههاى خويش در كنارههاى جهان و در جانهاى خودشان بنماييم تا آنكه برايشان روشن و آشكار شود كه همانا او - يا آن - حق است . » ( فصلت : 53 )
( 2 ) . هيپنوتيزمكننده براى خواب كردن شخص دست خود را به نحو خاصى در برابر چشمان وى به حركت درمىآورد . اين حركات مخصوص در زبان عربى « سبحات » ناميده مىشود .