امرى است كه انجام نخواهد شد و ممكن هم نيست انجام شود ؛ و هركس در آن بكوشد تلاشى بيهوده مىكند و لباسى وصله خورده و كلامى به هم بافته را بر مردم عرضه مىدارد كه فاقد ارتباط و انسجام و به دور از وحدت و روانى است و گوشها و اذهان را خوش نخواهد آمد . بنابراين ، قرآن با نزول تدريجى خود به صراحت اعلام مىدارد كه كلام خداوند است و بس
« قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ كانَ غَفُوراً رَحِيماً . »
« 1 »
3 . رويارويى بىامان يا وحى در منظر معتقدان و منكران آن .
همهء آنچه دربارهء نزول قرآن گفتيم تنها براى كسانى قابل پذيرش است كه به وحى و انحاى آن و ارتباط معنوى با عوالم ما فوق و همچنين كسب معارف از خداوند متعال به وسيلهء فرشتگان و از راههاى غير متعارف در ميان انسانها ايمان داشته باشند . اما ماديت و الحاد و اباحىگرى عقل معاصر را آفتزده كرده است ؛ لذا بسيارى از متعلمان كه در نظام تعليمات ناقص كلاسى آموزش مىبينند قادر به هضم و درك اين حقايق بلند نيستند و فهم آن را آسان نمىيابند ؛ بلكه برعكس ، دامهاى گمراهى و عصيان را بر راه مؤمنان به حقايق ماورايى مىافكنند ؛ و بدون آنكه ترديد به خود راه دهند ، شبهات و تشكيكهايى را كه در گفتگوهاى سطحى پراكنده نصيبشان شده است ، گاه به نام عقل و گاهى به نام علم رواج مىدهند . بنابراين ، ناگزير در اينجا بايد براى دفاع از وحى در اين مقام درنگ كرده پرده از حقيقت و انواع و كيفيتهاى مختلف آن برداريم . سپس ، سخن را با ارائهء براهين علمى در اثبات وحى و امكان آن پى گرفته و تحقق و ثبوت آن را به دلايل عقلى مبرهن سازيم ، و در پايان اين مبحث شبهاتى را كه برخى در اين موضوع مهم و خطير بدان گرفتار آمدهاند يا تمسك بدان مىكنند پاسخ گوييم .
اين بحث را در چهار محور عرضه مىداريم . چنانچه در تبيين و اثبات اين چهار محور توفيق يابيم ، راه را بر گناهپيشگانى كه موضوع وحى را وسيلهاى براى فتنهانگيزى و
هامش
( 1 ) . « بگو اين ( قرآن ) را كسى فروفرستاده است كه نهان را در آسمان و زمين مىداند و همانا او آمرزگار و مهربان است . » ( فرقان : 6 )