اثبات رسانند :
1 . انسان از شعورى باطنى بسيار پيشرفتهتر از عقل متعارف بهرهمند است .
2 . انسان در حالت خواب مغناطيسى از مسافتى دور مىبيند و مىشنود و از پشت حجابها و موانع مىخواند و از آنچه در آينده رخ خواهد داد و در عالم حس هيچ نشانى دال بر حدوث آنها نمىتوان يافت خبر مىدهد .
3 . خواب مغناطيسى داراى مراتبى است و شعور باطنى با انتقال به مراتب بالاتر افزايش مىيابد .
4 . انسان در خواب مغناطيسى به مرحلهاى مىرسد كه در آن روح واسطه از جسمش جدا شده و به صورتى غير مرئى در كنار آن قرار مىگيرد . در حالى كه جسم در شرايطى شبيه مرگ واقع مىشود ، با اين تفاوت كه رابطهاى ضعيف ميان روح و جسم باقى مىماند .
5 . و در پى اين حقيقت ثابت كردهاند كه انسان داراى روح است .
6 . روح از جسم استقلالى تام دارد .
7 . با از بين رفتن جسم روح از بين نمىرود .
8 . روح در صورت تجرد از ماده با ارواح قبل از خود تماس حاصل مىكند .
و اكتشافات ديگرى كه چشم بسته همهء جزئيات آن را نمىپذيريم ، هر چند اجمالا اصل اين علم و تجارب و قوانين آن را پذيرا هستيم ، زيرا تجربيات متعدد و مشاهدات فراوان فىالجمله آن را به اثبات رسانده است . اين علم در غرب در ميان عالمان و دانشجويان طرفدارانى زيادى دارد و مجلات و كتابهاى زيادى دربارهء آن منتشر مىشود و بيمارستانهاى مخصوصى وجود دارند كه مردم براى معالجه به شيوهء خواب مغناطيسى به آنها مراجعه مىكنند . ما در اينجا در صدد گستردن بحث راجع به اين علم و تاريخ و تجارب و فوايد آن نيستيم . قصد ما تنها آن بود تا تصورى مجمل از اين علم به خواننده محترم عرضه بداريم و به وى نشان دهيم كه خداوند متعال تا چه حد آيات روشن خود را در اين عصر بر طبيعتگرايانى كه منكر ماوراى ماده بودند و آن را به شدت نفى مىكردند ظاهر ساخت ، در نتيجه به نعمت و بخشش خداوند دگرگون گرديدند و ماوراى ماده را اثبات و بر آن اصرار ورزيدند تا اين فرمودهء پروردگار سبحان محقق گردد :
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ . »
تا آخر