حكمت جاودانگى اعجاز قرآن
در اين نكته اندكى درنگ مىكنيم تا دريابيم كه بنا به حكمت الهى معجزهء اسلام در كنار اين دين تا روز قيامت باقى خواهد ماند و آن را تقويت و تأييد مىكند ، تا كسى در ترك اين آخرين دين و پايانبخش شرايع و اديان عذر و بهانهاى نداشته باشد . به همين دليل است كه خداوند سبحان معجزهء اسلام را چيزى انتخاب كرد كه قابليت و صلاحيت بقا و جاودانگى داشته باشد . اين معجزه ، بر خلاف ساير معجزات ، كلامى شد كه در گوش روزگار تلاوت و در طول زمان قرائت شود . از جمله اسرار اعجاز نهفته در اين كلام آن است كه از چنان فصاحت و بلاغتى بهره دارد كه همهء مردم را عاجز و ناتوان مىسازد .
عدالت و رحمت خداوند اقتضا مىكرد زبانى را كه اين معجزه را به وسيلهء آن صورت مىبخشد زبان عربى باشد ، نه زبان ديگر ؛ زيرا زبان عربى به هنگام بعثت رسول ( ص ) از نظر ميزان توجه قوم عرب و عنايت به آن و محترم بودن سخنوران نابغه و احساس شرافت به فصاحت در آن زمان به اوج عظمت خويش رسيده بود . قوم عرب در آن زمان از ملكه نقد و ارزيابى شعر و سخن به حد كمال بهرهمند بود ، و اين صلاحيت را داشت كه دربارهء كلام عالى و زيبا قضاوت كند و جايگاه هر سخنى را از نظر فصاحت و بلاغت تشخيص دهد . مهارت و حذاقت ايشان در اين امر از آنجا ناشى مىشد كه تمام زندگى خود را به اين اختصاص مىدادند و در اين كار عظمت خود را مىيافتند و آرزوهاى خود را محقق مىديدند . ناگفته نماند كه قوم عرب در آن دوران به طبع و سرشت از صراحت در رأى برخوردار بودند و بانفاق و دورويى ميانهاى نداشتند . فراتر از اين ، آنان مردمى شجاع و بيزار از ذلت و زبونى بودند و خوارى را بر خود نمىپسنديدند ، و در راه اين فضايل از بذل مال و ريختن خون به هر ميزان كه بود پرهيز نداشتند . هنگامى كه قرآن نازل شد ، اين مردم آزاده صريح الراى و بزرگمنش و ماهر در زبان ، پس از چشيدن حلاوت و احساس اعجاز آن ، چارهاى جز انداختن سلاح از كف و خضوع در برابر استوارى و بلاغت قرآن و تمكين و ايمان آگاهانه و از صميم قلب و وجدان بدان نيافتند و به دليل آشنايى عميق و نقادانه با ادب عربى و صراحت معروف و آشكار و شجاعت برتر و كمنظيرشان ، چنين داورى كردند كه قرآن ذكر خداوند حكيم است و ممكن نيست كلام بشر و غير بشر باشد ، بلكه صرفا وحيى از جانب خداوند حكيم ستوده است .