توضيح آنكه هرگاه قرآن از ابتدا تا انتها خوانده شود ، مشخص مىگردد كه از سبكى دقيق ، شيوهاى متين و ربطى وثيق برخوردار است و معانى سور و آيات و جملاتش دست در گريبان هم نهادهاند ، و روح اعجاز در سرتاسر آن از الف تا ياء جارى است ؛
گويى زر و سيم خالص قالبريزىشدهاى است كه اجزايش را جدايى و تغايرى نيست يا بسان رشتهاى از مرواريد همگون و گردنبندى بىهمتاست كه چشمها را خيره مىسازد . حروف و كلماتش منظم ، جملهها و آياتش منسجم ، انتهايش با ابتدا همگام و انجام آن با آغازش هماهنگ است .
در اينجا بايد پرسيد علىرغم اين كه قرآن نه يك جا بلكه به صورت پراكنده و متفرق و به تناسب حوادث و رويدادها در طول بيش از بيست سال نازل شده است ، چگونه مطالب آن چنين هماهنگى اعجازآفرينى يافتهاند و اين انسجام اعجابانگيز در قرآن چگونه قوام يافته است ؟
در پاسخ اين سؤال به وجهى تازه از وجوه اعجاز اشاره مىكنيم و نشانى يگانه از نشانههاى ربوبى را شاهد مىآوريم و دليلى را كه بر مصدر و منشأ قرآن روشنايى مىافكند عرضه مىداريم . اين دليل همان كلام خداوند واحد است كه مىفرمايد :
« . . . وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً . »
« 1 » و گرنه يكتن و حتى همهء مردمان چگونه مىتوانند كتابى فراهم آورند كه اجزاى آن از اتصال و ارتباطى محكم با هماهنگى و بافتى متين و آغاز و پايانى پيوسته برخوردار باشد ، در عين حال تأليف و تدوين آن تابع عواملى خارج از كنترل بشر ، يعنى حوادث و وقايع مختلف بوده ، محتواى آن جزء به جزء بر اساس آنها شكل گيرد و دايما از حوادث اجتماعى و انسانى و علل و انگيزههاى آن ، با تمام اختلاف و تغايرى كه ميان آنها وجود دارد ، سخن بگويد و زمان تأليف آن نيز همپاى گذشت زمان بيش از بيست سال به طول بينجامد . بدون شك اين انفصال زمانى و آن اختلاف ميان انگيزهها عادتا مستلزم پراكندگى و جدايى مفاهيم است و مجالى براى ارتباط و اتصال ميان بخشهاى مختلف چنين كلامى باقى نمىگذارند .
اما قرآن در اين عرصه نيز خرق عادت كرده است . زيرا در عين اين كه به صورت پراكنده و مجزا نازل گرديده ، با ارتباط و پيوستگى محكم درونى به اتمام رسيده است ؛ و
هامش
( 1 ) . « و اگر از نزد غير خدا مىبود در آن ناسازگارى و ناهمگونى بسيار مىيافتيد . » ( نساء : 82 )