مىگويند كه دربارهء قوىترين شاعران نيز نمىتوان مدعى چنان برترى و مهارتى شد كه بتواند معانى روشن و زلال را با الفاظ جامع در شعر خود جمع آورد ، مگر در ابياتى معدود از قصايدى كوتاه . اما ساير اشعار ايشان چيزى در حد متوسط و نازل است . و باز همين پيشوايان و سرآمدان هستند كه دربارهء سخنوران و نويسندگان نثرپرداز همين حكم و يا حتى كمتر از اين را بيان مىدارند .
اگر كسى بخواهد اين ويژگى قرآن را خود از نزديك لمس كند ، مىتواند به قرآن مراجعه كرده جملهاى از آن را انتخاب كند ، تعداد كلمات آن را بشمارد ، سپس جملهاى از كلام ديگر با همين تعداد كلمه برگزيند ، ميان آنها مقايسه كند و بنگرد كه كدام يك با وجود ميانه روى در استعمال الفاظ معانى بيشترى را در خود جا داده است . سپس ، بنگرد كه كدام كلمه را در كلام الهى مىتواند حذف و يا كلمهاى بهتر جانشين آن سازد و در آن كلام بشرى چند كلمه را بايد حذف و يا با كلماتى بهتر جانشين كرد . اگر كسى اين آزمايش را انجام دهد ، به حقيقتى مىرسد كه ابن عطيه « 1 » رسيد . سيوطى از ابن عطيه نقل مىكند كه درباره قرآن مىگويد :
اگر واژهاى از قرآن برگرفته شود و سپس همهء زبان عرب براى يافتن لفظى زيباتر و نيكوتر از آن جستجو گردد ، يافت نخواهد شد . « 2 »
كلام بشر هر قدر هم بلند و برتر باشد فاقد چنين خصوصيتى است . حتى ميان كلام رسول خدا ( ص ) ، كسى كه حكمتآميزترين كلمات به او عطا شده و جانش به نور نبوت و وحى روشن گشته و كاملترين خلق خداست ، با قرآن تفاوت و فاصلهء زيادى وجود دارد سبحان اللّه و بحمده سبحان اللّه العظيم .
تعليق و تمثيل
در اينجا مناسب مىدانم كلامى ارزشمند كه تعليق و تمثيلى بر موضوع مورد بررسى ما به شمار مىآيد به محضر خوانندهء محترم عرضه بدارم . و آن سخن دوستم ، علامهء جليل القدر ، شيخ محمد عبد اللّه دراز « 3 » ، در كتاب النبأ العظيم وى است كه دربارهء اعجاز قرآن
هامش
( 1 ) . - ص 488 .
( 2 ) . الإتقان ، سيوطى ، ج 2 ، نوع 64 : 331 .
( 3 ) . - ص 42 .