اگر به دقت بنگريم ، نهايت اين توجيه آن است كه با فرض بقاى « ك » در معناى خود ، معنايى صحيح براى آيه بيان مىدارد ، اما ترجيح وجود « ك » را در آيه ثابت نمىكند . به عبارت ديگر ، آن توجيه زيان وجود « ك » را نفى مىكند ، اما فايدهء آن را به اثبات نمىرساند و به هيچ رو نياز به آن را تبيين نمىكند . چنانكه ملاحظه مىشود ، به فرض پذيرش توجيه مذكور ، معناى آيه با وجود « ك » با معناى آن بدون وجود اين حرف يكى است . و اگر اين حرف به معناى آيه چيزى افزوده ، فقط نوعى تكلف و پيچيدگى است نه بيش . آيا بر اساس اين توجيه ، مضمون اين آيه مانند گفتهء كسى نيست كه مىخواهد بگويد « برادر فلانى » ، اما مىگويد « پسر خواهر خالهء فلانى » ؟ اين توجيه مآلا زيادت را در آيهء مذكور مىپذيرد ، ولى آن را نوعى تأكيد تلقى مىكند ؛ يعنى چيزى كه در اين آيه هيچ محملى نمىتوان براى آن يافت ، چه در آيه قطعا تأكيد مماثلت در مد نظر نيست ؛ و تأكيد بر نفى تشبيه با حرفى كه دلالت بر تشبيه كند خود گرداندن كلمه يا كلام از مقتضاى آن است .
اگر اندكى بينديشيم ، درمىيابيم كه اتفاقا اين حرف در جايگاه خود از دلالتى قوى برخوردار است . و متضمن بخش مهمى از معناى مورد نظر آيه است ، به طورى كه اگر از آيه حذف شود ، محور اصلى معناى آيه ساقط شده و يا يكى از اركان معناى آيه از بين مىرود . ما اين حقيقت را از دو راه تبيين مىكنيم كه راه دوم دقيقتر است .
راه اول به فهم عموم نزديكتر است . و آن اينكه اگر آيه مىفرمود : ليس مثله شىء . در واقع نفى وجودى همانند و برابر با خداوند مىكرد . يعنى تنها وجودى را كه مماثلت و همانندى كامل با خداوند دارد نفى مىكرد . زيرا اين معنايى است كه به هنگام اطلاق لفظ « مثل » به ذهن متبادر مىشود . در اين صورت ، ممكن بود اين توهم پديد آيد كه شايد موجوداتى وجود داشته باشند كه نه در حد برابرى و مرتبهء الوهيت ، بلكه در مرتبهء پس از آن همانند خدا باشند ؛ و احتمالا فرشتگان و پيامبران يا كواكب و قواى طبيعت يا جن و بت و كاهنان چنين مقام و منزلتى را دارا باشند . در نتيجه ، اينان مثلا در قدرت و علم كمابيش همتاى خدا و در خلق و امر با او مشاركتى دارند . پس ، حرف « ك » در اين آيه از همهء جهان و كاينات همانندى و شبه همانندى با خداوند را نفى مىكند . مثل اينكه گفته شود : هيچچيزى نيست كه شبيه و مانند خدا حتى به نظر آيد ، چه برسد به آنكه حقيقتا مانند خدا باشد . اين نوع سخن گفتن از باب توجه دادن به وسيلهء امر ساده و نازل
مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 940
مساهمون: الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني
ص٩٤٠