- نفى گناه از انجام فعل مانند :
« . . . فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ . .
. » « 1 »
- نفى حرج از انجام فعل مانند :
« لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ . .
. » « 2 » . يعنى در ترك جنگ يا خوردن در منازل مجاهدانى كه به جنگ رفتهاند اين افراد گناهى نيست « 3 » .
- نفى جناح و گناه از فعل در مواردى كه در آنها ادعاى حرمت نشده است مانند :
« لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ . .
. » « 4 » . اما در مواردى كه در آن ادعاى حرمت شده باشد است نفى گناه به معناى وجوب است مانند :
« . . . فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما . .
. » « 5 » .
- انكار تحريم فعل به صورت استفهام مانند :
« قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ . .
. » « 6 » .
- منت گذاردن بر بندگان به وسيله چيزى و توصيف آن به عنوان روزى نيكو مانند :
« وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَ رِزْقاً حَسَناً . .
. » « 7 » .
قرآن را چنين مىيابى كه يك معنا را با الفاظ و به سبكها و شيوههاى مختلف در قالب انشا و اخبار ، اظهار و اضمار ، و غيبت ، خطاب و گذشته و حضور و استقبال ، اسميه و فعليه ، استفهام و امتنان ، توصيف ، وعد و وعيد ، و نظاير آن بيان مىكند . شگفت اينكه در بسيارى موارد تغيير سبك و روش كلام قرآن آنچنان سريع صورت مىگيرد كه قابل تقليد و برابرى نيست . همچنين علىرغم اين سرعت خارقالعاده در تغيير سبك و روش كلام ، بلاغت قرآن هيچگاه دچار نقص و اضطراب نمىشود و همواره جايگاه رفيع
هامش
( 1 ) . « . . . و هركه [ به خوردن اينها ] ناچار شود در حالى كه نه ستمكار و سركش باشد و نه از حد گذرنده گناهى بر او نيست . . . » ( بقره : 173 )
( 2 ) . « بر نابينا و لنگ و بيمار تنگى و گناهى نيست . . . » ( نور : 61 )
( 3 ) . اشاره است به يكى از روايات شأن نزول آيه مذكور در سورهء نور . - أسباب النزول واحدى : 277 .
( 4 ) . « بر كسانى كه ايمان آوردهاند و كارهاى نيك و شايسته كردهاند گناهى نيست در آنچه خوردهاند ، هرگاه پرهيزگار بوده و ايمان داشته باشند و كارهاى شايسته كنند . . . » ( مائده : 93 )
( 5 ) . « . . . پس هر كه حج گزارد بر او ناروا و گناه نيست كه به گرد آن دو بگردد . . . » ( بقره : 158 )
( 6 ) . « بگو : چه كسى آرايشى را كه خدا بر بندگان خود پديد آورده و روزىهاى پاك را حرام كرده است ؟ . . . » ( اعراف : 32 )
( 7 ) . « و نيز از ميوههاى خرماها و تاكها كه از آن شراب مستكننده و روزى نيكو بر مىگيرند . . . » ( نحل : 67 )