اسماء اشاره ، ادات تشبيه ، حديث نفس ، تقسيمات و شمارهگذارى و تبويب و عنوان دادنهاى بسيار ، الفاظ و عباراتى نظير « سپس » ، « چنانكه » ، « اينگونه » ، « اگر » ، « مگر » ، « كتاب حاضر به اين مباحث تقسيم مىشود » ، « مبحث اول دربارهء فلان موضوع و . . . » ، « اين مبحث به چند بخش تقسيم مىشود . بخش اول دربارهء . . . » ، « ملاحظه » ، « توجه » ، « ازاينرو » و . . . استفاده كنند .
در مقابل ، كلام خداوند مالك قدرتها و توانايىها ، علىرغم تنوع اهداف و مقاصد و دارا بودن آيات و سور طولانى ، بدون استفاده از عبارات مذكور كه بيانگر عجز و ناتوانى است و به نحوى سحرآميز كه گاه بر خواننده آشكار و گاه پنهان و نامحسوس است ، از موضوعى به موضوع ديگر منتقل مىشود و خواننده را با خود به تماشا و گردش در عرصهها و مقاصد مختلف مىبرد . در اين زمينه كافى است كه به نمونه سورهء « فاتحه » كه پيش از اين بدان اشاره كرديم توجه شود . تأمل در طولانىترين سورهء قرآن ، يعنى سورهء بقره ، نيز از اين نظر خالى از لطف نيست . زيرا انسان را به وجد آورده شگفت زده مىكند تا بدانجا كه به راحتى مىتواند حلاوت و شيرينى اين اعجاز بلند و عظيم را بچشد . در اين موضوع مطالعه كتاب النبأ العظيم « 1 » را به خوانندهء محترم توصيه مىكنيم .
كتاب مذكور به نحوى نيكو و بديع اين نوع اعجاز را تبيين كرده و با نماياندن وجوه تناسب و ترابط ميان اجزاى اين سوره و بيان نكات سودمند ، عقل و دل را اقناع و اشباع مىسازد .
كمال قرآن در بيان يك موضوع به شقوق مختلف و غناى آن از نظر فنون سخنورى
قرآن معنايى واحد را در قالب الفاظ و به طرق مختلف و با قدرتى خارقالعاده مطرح مىسازد به گونهاى كه فصيحان و بليغان از برابرى با آن در اين عرصه درماندهاند . ما در اينجا قصد نداريم تمامى اين موارد را در قرآن استقرا كرده و عرضه نماييم . ذكر مثالها و نمونههايى از موارد مذكور براى اطلاع خواننده محترم كفايت مىكند .
الف ) طلب اتيان فعل از مخاطبان به وجوه مختلف زير :
- ذكر صريح مادهء امر . مانند :
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها . .
. » « 2 »
هامش
( 1 ) . النبأ العظيم عن القرآن الكريم و الطريقة المثلى فى دراسته ، محمد بن عبد اللّه دراز .
( 2 ) . « همانا خداوند به شما فرمان مىدهد كه امانتها را به خداوندانش بازدهيد . . . » ( نساء : 58 )