تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 913

مساهمون:

ص٩١٣
ءَ أَعْجَمِيٌّ وَ عَرَبِيٌّ . .
. » « 1 » به همين رو ، خداوند كتاب خود را نه در يك آيه بلكه در آيات متعدد به عروبت توصيف كرد ؛ از جمله فرمود :
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ »
« 2 » و يا
« إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ »
« 3 » و يا
« قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ »
« 4 »

نمونهء تفاوت ميان اسلوب و مفردات و تركيبات

از آنجا كه برخى در مورد تفاوت ميان اسلوب و مفردات و تركيبات كلامى به اشتباه گرفتار آمده‌اند به طورى كه گمراه شده و يا در آستانه انحراف‌اند ، در اين زمينه به ذكر دو مثال در حرفه دوزندگى و داروسازى يا ساختن داروهاى گياهى مىپردازيم . خياطان از نظر شهرت و گمنامى و مهارت و ضعف در پيشهء خود با يكديگر تفاوتى بسيار دارند . اين اختلاف ناشى از مواد لباس‌هاى دوخته‌شده يا وسايل و ابزار و قواعد عامى كه در خياطى به كار مىرود نيست ، بلكه ناشى از شيوهء خاصى است كه در انتخاب اين مواد و تأليف آنها و استفاده و كاربرد قواعد از نظر الگوى كار است . همچنين ، داروسازان نيز از نظر شهرت و گمنامى و مهارت و ضعف در پيشهء خود با يكديگر بسيار متفاوت‌اند ؛ اما اين تفاوت نه از حيث مواد و عناصر دارويى و نه از حيث قواعد فنى در ساخت داروست ، بلكه ناشى از انتخاب صحيح و دقيق مواد و دقت در اجراى قواعد در ساختن داروست ، به طورى كه ما اختلاف ميان تركيبات دارويى خوب و اثر و فايدهء آن و تركيبات دارويى غير مفيد و اثر و ضرر آن را به وضوح مشاهده مىكنيم . اين امر در مورد همهء صنعتگران و محصولات و مصنوعات ايشان صادق است ، در حالى كه مواد اوليه و قواعد كلى كه در كارشان مورد استفاده قرار مىدهند يكى است . كلام و بيان نيز در هر زبانى چنين است . كلام و بيان نيز چيزى جز صناعت نيست . مواد و قواعد آن در مفردات و تركيبات يكى است ؛ اما علىرغم مواد و تركيبات و قواعد مشابه و يكسان ، به دليل اختلاف شيوه‌ها و اسلوب‌هاى بيانى ، و كلام‌ها و بيان‌ها با يكديگر متفاوت‌اند . مىتوان
هامش
( 1 ) . « و اگر ما آن را قرآنى به زبان عجمى مىساختيم ، مىگفتند چرا آيات آن به روشنى بيان نشده است ؟ آيا [ كتابى ] عجمى و [ پيامبرى ] عربى ؟ . . . » ( فصلت : 44 ) ( 2 ) . « همانا ما آن را قرآنى به زبان تازى فروفرستاديم تا مگر شما به خرد دريابيد . » ( يوسف : 2 ) ( 3 ) . « همانا ما آن را قرآنى به زبان تازى كرديم ، باشد كه شما به خرد دريابيد . » ( زخرف : 3 ) ( 4 ) . « قرآنى تازى كه هيچ كژى در آن نيست ، باشد كه پرهيزگارى كنند . » ( زمر : 28 )