تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 882

مساهمون:

ص٨٨٢
ايجاز و اختصار آن است . در اصل ، عبارت چنين است : و إن خفتم ألا تقسطوا فى اليتامى لو تزوجتموهن فانكحوا من غيرهن ما طاب لكم من النساء . . . و معناى آن است كه اگر به دليل بيم از ستم كردن بر زنان پدر از دست داده ، در صورت ازدواج با ايشان ، دچار مشكل شديد ، براى شما زنان ديگرى هستند . پس با هر كدام كه شما را خوش مىآيد ازدواج كنيد . همچنين گفته شده است كه مسلمانان از سرپرستى يتيمان احساس حرج مىكردند نه از خطر زنا با آنها . سپس ، خداوند اين آيه را نازل فرمود . معناى آيه چنين است اگر از ستم در حق يتيمان مىترسيد ، از زنا نيز بيمناك باشيد ؛ و براى گريز از زنا ، به ازدواجى كه خداوند بر شما حلال ساخته روى آوريد . پس از ديگر زنانى كه از آنها خوشتان مىآيد دو سه چهار زن بگيريد . مثال تشابه در لفظ مركّب به سبب تفصيل و اطناب آن ، آيهء
« . . . لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ . .
. » « 1 » است كه اگر حرف « ك » حذف و گفته شود « ليس مثله شىء ) ، براى شنونده گوياتر است تا اين تركيب كه اگر آن را باز كنيم مىشود « چيزى مانند مانند او نيست . » در اين جمله ظرافتى به كار رفته كه درك معناى آن از فهم بسيارى از افراد بالاتر است . مثال تشابه در لفظ مركّب به دليل نظم و ترتيب آن آيهء
« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْكِتابَ وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً . قَيِّماً . . .
« 2 »
»
است . در اين آيه پوشيدگى معنا ناشى از ترتيب قرار گرفتن واژه « قيما » و عبارت پيش از آن است . اگر گفته مىشد : أنزل على عبده الكتاب قيما و لم يجعل له عوجا ، معنا روشن‌تر بود . بايد دانست كه تشابه موجود در حروف مقطعهء سوره‌ها در رأس اين قسم از تشابه قرار دارد ، زيرا تشابه حروف مذكور از ناحيهء لفظ آنهاست . قسم دوم : مواردى است كه در آن تشابه صرفا به پوشيدگى معنا بازمىگردد . مثال اين قسم همهء آن عباراتى از قرآن است كه در آن‌ها خداوند و يا حوادث هول‌انگيز قيامت يا نعمت‌هاى بهشت و عذاب آتش توصيف شده است . زيرا عقل بشرى نمىتواند به
هامش
خوش آيد . . . » ( نساء : 3 ) ( 1 ) . « . . . چيزى همانند او نيست . . . » ( شورى : 11 ) ( 2 ) . « سپاس و ستايش خداى راست كه اين كتاب را بر بنده‌اش فروفرستاد و آن هيچ را كژى ننهاد [ كتابى ] راست و استوار . . . » ( كهف : 1 و 2 )