ابن عباس لفظ ظاهر را از تعريف محكم خارج ساخته جزو متشابه قرار مىدهد . در حالى كه لفظ ظاهر از جمله الفاظى است كه معناى روشن دارد و احتمال دلالت آن بر معنايى غير از معناى راجح احتمالى ضعيف است ، آنچنانكه به ظهور وضوح آن لطمه نمىزند .
نظريهء دوم مفهوم آيه را معكوس ساخته و بسيارى از الفاظ داراى معناى پنهان را در جرگهء محكم قرار داده و متشابه را به يك نوع محدود ساخته است . لذا اين نظريه ، در مقايسه با رأى برگزيده يعنى رأى فخر رازى ، از محكم تعريفى مانع و از متشابه تعريفى جامع ارائه نداده است .
رأى اول نيز كه منسوب به حنفيان است محكم را به نص و متشابه را به لفظى كه خداوند علم آن را ويژهء خود ساخته محدود كرده است . لازمهء چنين تعريفى ، وجود قسمى است كه در اين ميان نه داخل در محكم مىشود و نه مىتوان آن را جزو متشابهات شمرد . « 1 » لذا در مقايسه با نظر برگزيده ، تعريفهايى كه در اين موضوع بيان شده جامع نيست .
آراء ديگر
غير از اين نظريات ، آراء ديگرى نيز وجود دارد كه ذيلا آنها را با ذكر نقاط ضعفشان بر مىشماريم .
1 . محكم آن حكمى است كه بدان عمل مىشود . و متشابه آن حكمى است كه بدان ايمان آورده مىشود ، اما مورد عمل قرار نمىگيرد . سيوطى اين رأى را از عكرمه و قتاده و ديگران نقل كرده است . « 2 » اشكال اين رأى آن است كه محكم را محدود به امورى از قبيل اعمال ، و متشابه را محدود به امورى از قبيل عقايد ساخته است . اگر منظور ايشان آن است كه محكم يعنى لفظى روشن كه به طور مشخص مىتوان به معناى آن تمسك
هامش
( 1 ) . منظور لفظ ظاهر و داراى دو معناى راجح و مرجوح است كه طبق اين تعريف نه جزو محكم قرار مىگيرد نه جزو متشابه .
( 2 ) . ابن ابى حاتم در خبرى از عكرمه و قتاده اين نظر را از ايشان روايت كرده ، و سيوطى در معترك و الإتقان خبر مذكور را از ابن ابى حاتم نقل كرده است . - معترك الأقران فى إعجاز القرآن ، سيوطى ، ج 1 : 103 و 104 به تصحيح احمد شمس الدين دار الكتب العلمية ، بيروت و نيز الإتقان ، ج 2 ، نوع 43 : 7 .