20 -
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً . . . »
« 1 » . اين آيه به وسيلهء آيه
« أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ . . . »
« 2 » كه در پى آن آمده نسخ شده است . همچنين ، گفته شده كه آيهء مورد بحث منسوخ نيست ، زيرا آيهء دوم تبيين نوع صدقهاى است كه در آيهء اول بدان امر شده است . اين صدقه مىتواند چيزى غير از مال ، نظير اقامه نماز و دادن زكات و اطاعت از خدا و رسول ، باشد . اما چنانكه ملاحظه مىشود ، چنين توجيهى نوعى تأويل تكلفآميز است و معناى متداول صدقه ، كه در واقع عرفا تنها در بذل مال به نحو حقيقت استعمال مىشود ، از پذيرش آن ابا دارد .
همچنين ، گفته شده است كه وجوب دادن صدقه با از بين رفتن سبب آن ، يعنى شناختن منافق از غير منافق از بين رفته است [ لذا آيهء مذكور نسخ نشده است ] اين نظر نيز مردود است ، زيرا [ اساسا نسخ يعنى همينكه ] خداوند حكمى را بنا بر حكمتى از جمله آنكه ناظر بر مصلحتى بوده و يا بنا به علتى تشريع شده و سپس آن مصلحت يا آن سبب از بين رفته است ، نسخ كند . « 3 »
هامش
310 ه . ق ) ضمن بر شمردن اقوال تفسيرى مختلف دربارهء آيات مذكور مىنويسد : به نظر من صحيحترين آراء نظر كسى است كه اين دو آيه را چنين تفسير مىكند : پس از زنانى كه ( در آيه 50 ) بر تو حلال ساختيم زنان ديگر بر تو حلال نيستند . . . هيچ دليلى بر نسخ يكى از اين دو آيه توسط ديگرى و نيز تقدم نزول يكى بر ديگرى وجود ندارد . . . لذا جايز نيست كه گفته شود يكى ناسخ ديگرى است . » ( تفسير الطبرى ، 22 : 22 ) مطالب گذشته نشان مىدهد كه نسخ ميان اين دو آيه مورد اتفاق عالمان نيست ، بلكه محكم بودن آنها از اقبال و قايلان بيشترى برخوردار است . نظر نسخ در آيات مذكور چنان سست است كه حتى ابو جعفر نحاس كه در اعتقاد به نسخ طريق افراط مىپيموده بدان رأى نداده است . وى 8 قول دربارهء اين دو آيه ذكر مىكند كه از ميان آنها 5 قول بر عدم نسخ دلالت دارد ( الناسخ و المنسوخ ، ابو جعفر النحاس : 207 - 209 ) .
براى اطلاع بيشتر از آراء مختلف در اين زمينه - النسخ فى القرآن ، دكتر مصطفى زيد ، ج 2 : 762 - 766 ؛ أحكام القرآن ، ابن عربى : 1559 - 1558 ؛ الميزان ، سيد محمد طباطبايى ، ج 16 : 335 ؛ تفسير الطبرى ، 22 : 22 ؛ الناسخ و المنسوخ ، ابو جعفر نحاس : 207 - 209 .
( 1 ) . « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، چون با پيامبر راز گوييد ، پيش از راز گفتن خود صدقهاى بدهيد . . . » ( مجادله : 12 )
( 2 ) . « آيا ترسيديد كه بيش از راز گفتن خود صدقه بدهيد ؟ چون نكرديد و خدا هم به شما بازگشت ، پس نماز را برپاداريد و زكات بدهيد و خدا و پيامبر او را فرمان بريد . . . » ( مجادله : 13 )
( 3 ) . برخى از عالمان وقوع نسخ ميان اين دو آيه را نپذيرفتهاند . مرحوم آيت اللّه خويى در كتاب ارزشمند