تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى) — صفحة 849

مساهمون:

ص٨٤٩
در آيه است ؛ و شكى نيست كه حذف خلاف اصل است . اما دربارهء قرائت « يطوّقونه » با تشديد بايد گفت كه اين قرائت با توجه به وجوب غير تخييرى روزه ، بر مشقتى كه به جواز باز كردن روزه منجر شود دلالت ندارد ؛ بلكه فىالجمله بر ميزانى از مشقت دلالت مىكند . و ترديدى نيست كه در هر روزه‌اى ، به ويژه در آغاز تشريع ، نوعى مشقت وجود دارد . ثانيا ، ابو جعفر نحاس در كتاب الناسخ و المنسوخ خود از سلمة بن اكوع « 1 » روايت كرده است كه گفت هنگامى كه آيهء
« وَ عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكِينٍ »
نازل شد ، هر كدام از ما مىخواست روزه مىگرفت و هركس مىخواست فديه مىداد ، تا اين كه اين آيه با آيه بعد از آن نسخ شد . « 2 »
هامش
( 1 ) . سلمة بن عمرو بن سنان اكوع اسلمى ( . . . - 74 ه . ق ) صحابى ( الأعلام زركلى ، 3 : 113 ) . ( 2 ) . الناسخ و المنسوخ ، ابو جعفر نحاس : 23 . ادعاى نسخ آيهء صيام مبتنى بر اين فرض است كه واژهء « يطيقونه » را « قادرين عليه » معنا كنيم . هر چند كلمهء « الطاقة » در معناى سعه و قدرت استعمال شده است ، اما معناى لغوى آن نهايت جهد و مشقت است ، و « الإطاقه » به معناى بذل و صرف نهايت كوشش و تحمل مشقت بسيار است . بنابراين معنا ، مراد از « الذين يطيقونه » كسانى هستند كه در روزه دچار مشقت شديد و طاقت‌فرسايى شوند . برخى از مفسران و اديبان اهل سنت نيز در معناى كنايى « الذين يطيقونه » به اين نكته توجه داده‌اند ( - تفسير المنار ذيل همين آيه و نيز كتاب الإعجاز البيانى اثر دكتر بنت الشاطى ) تأملى كوتاه در سه آيهء 185 تا 183 سورهء بقره صحت اين برداشت را مشخص مىسازد : اولا واژهء كتب در آيهء 183 مبين وجوب تعيين حكم روزه است . ثانيا ، تعبير « على الذين يطيقونه » نيز ظهور در وجوب تعيينى فديه اطعام مسكين دارد ، نه تخيير ميان صوم و اطعام . ثالثا ، آيهء 184 كاملا به بسط و تفصيل مفاد آيهء قبل پرداخته است و تعارضى با آن ندارد . در اين آيه ابتدا حكم عام آيهء پيشين تخصيص مىخورد ، و كسانى كه به علتى همچون بيمارى و سفر قادر به گرفتن روزه در ايام مقرر نيستند مكلف به گرفتن آن در زمانى ديگر شده‌اند ؛ و در ادامهء حكم صنف ديگرى از مكلفان ، نظير افراد پير و يا مبتلا به بيمارى مستمر ، را كه قادر به قضاى روزه در زمانى ديگر نيستند تعيين فرموده و آنان را موظف مىسازد در عوض روزه مساكين را اطعام كنند ؛ و بالاخره در آيهء سوم ظرف زمانى حكم ، يعنى آغاز تا پايان ماه رمضان ، معين شده است . بنابراين ، سه آيهء مذكور در سياقى واحد ناظر بر حكم عام روزه و تخصيص و تعيين ظرف زمانى امتثال آن است . انسجام و هماهنگى آيات مذكور در بيان مقصودى واحد آن‌چنان واضح و آشكار است كه به تعبير علامه طباطبايى ناسخ و منسوخ دانستن آن‌ها چيزى جز بازى با آيات قرآن و تبديل آن‌ها به عباراتى پراكنده و متناقض نيست ، زيرا در اين صورت با آياتى روبرو خواهيم بود كه آغاز و انجامشان يكديگر را نقض مىكند : از يك‌سو مىفرمايد روزه بر شما واجب شد ؛ سپس افراد بيمار و مسافر را استثنا مىكند ؛ و بلافاصله حكم به تخيير مىكند و كسانى را كه توان گرفتن روزه را دارند ميان روزه و فديه مخير مىسازد ، در حالى كه در آغاز همين آيه افراد مسافر و بيمار را موظف به روزه گرفتن در زمانى ديگر كرده است . در