حكمت اول :
مطمئن ساختن و تقويت قلب پيامبر و آن داراى پنج وجه است :
وجه اول : تجديد وحى و تكرار نزول فرشتهء وحى از جانب خداوند قلب پيامبر را لبريز از شادى و سينهاش را گشاده مىساخت ، زيرا با تكرار و تجديد نزول احساس مىكرد دايما مورد عنايات الهى است و هر بار پروردگارش با او تجديد عهد مىكند .
وجه دوم : نزول تدريجى حفظ و فهم قرآن و شناخت احكام و حكمتهاى آن را بر او آسان مىساخت ؛ و به اين ترتيب نسبت به درك همهجانبه آنچه به دو وحى مىشد مطمئن مىگرديد . علاوه بر اين ، نزول تدريجى موجب تقويت نفس شريف پيامبر در ضبط و دريافت تمامى وحى مىشد .
وجه سوم : غالبا در هريك از دفعات نزول تدريجى معجزهاى رخ مىنمود ، زيرا هر بار مشركان را براى آوردن سخنى شبيه آيات يكى از نوبتهاى نزول به هماوردى مىطلبيد و عجز ايشان در مقابله با آن آشكار مىگشت و زمين با همه پهناورى بر ايشان تنگ مىشد . بدون شك اين معجزات از آن جهت كه مؤيد پيامبر ( ص ) و پيروانش و مايهء زبونى و خوارى دشمنانش بود بر توان پيامبر مىافزود و عزمش را مستحكمتر مىساخت .
وجه چهارم : تأييد پى در پى حقانيت پيامبر ( ص ) و اثبات بطلان دشمنان وى و مشاهدهء قربانيان باطل در هر نوبت از نزول وحى و كتاب ، لذت پيروزى و دستيابيش را به حق و صواب مكرر مىساخت و اين امر نتيجهاى به جز تشجيع نفس پيامبر و تقويت قلب او به همراه نداشت . تفاوت ميان اين وجه و وجه پيشين تفاوت ميان شىء و اثر آن و يا تفاوت ميان ملزوم با لازم آن است ؛ زيرا معجزه قطع نظر از تأثيرش در پيروزى پيامبر و شكست دشمن ، از آن حيث كه قوت قلب رسول و تأييدكنندهء او بود ، وى را مطمئن و قلبش را قوى مىساخت . اين اثر عظيم به تنهايى اطمينانبخش قلب و تحكيمكنندهء دل پيامبر بود .
چنين اثرى مانند سلاحى كارآمد است كه صرف وجود آن در دست انسان و لو آن كه عليه دشمن به كار گرفته نشود مايه اطمينان قلب خواهد شد و به كارگيرى آن عليه دشمن و غلبه بر وى مايهء آرامش و اطمينان قلبى مجددى است .
وجه پنجم : دلجويى خداوند از او به هنگام تشديد دشمنى و مبارزه ميان او و دشمنانش ، تا سختىها بر او آسان گردد . شكى نيست كه اين شدايد در زمانهاى متعدد حادث مىشد ، به ناچار به تناسب آن ، تسليت و دلجويى الهى نيز مىبايد تكرار مىگشت .