همچنين
« وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا . وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً . »
« 1 » روايت شده است كه يهود و مشركان نزول تدريجى قرآن را بر پيامبر ( ص ) ايراد مىگرفتند و درخواست مىكردند قرآن يك جا نازل شود . خداوند در پاسخ آنها دو آيهء سابق الذكر را نازل فرمود . « 2 » اين پاسخ بر دو نكته دلالت دارد : اول اين كه قرآن به تدريج بر پيامبر ( ص ) نازل شده است ؛ و دوم آنكه بنا بر قول مشهور و تا حدودى نزديك به اجماع ، كتابهاى آسمانى قبل يك جا نازل شدهاند .
وجه دلالت آيات مورد بحث بر دو نكته مذكور اين است كه خداوند متعال ادعاى يهود و مشركان را مبنى بر اين كه كتابهاى آسمانى يك جا نازل مىشدهاند نفى نفرمود . اگر نزول كتابهاى آسمانى مانند قرآن تدريجى بود ، در پاسخ بايد با اعلان اين مطلب كه نزول تدريجى سنت خداوند است و در مورد پيامبران گذشته نيز چنين بوده است ادعاى ايشان را تكذيب مىكرد . نظير آن كه وقتى مشركان بر رسول خدا طعن زده گفتند :
« . . . ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْواقِ . . . »
« 3 » خداوند در پاسخ ايشان فرمود :
« وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعامَ وَ يَمْشُونَ فِي الْأَسْواقِ . . . »
« 4 »
حكمتها و اسرار نزول تدريجى قرآن
در نزول تدريجى قرآن كريم اسرار متعددى نهفته است كه ما آنها را ذيل چهار عنوان اصلى بيان مىكنيم :
هامش
( 1 ) . « و كسانى كه كافر شدند گفتند : چرا قرآن بر او به يكبار فروفرستاده نشد ؟ اينچنين ( فرستاديم ) تا دل او را بدان استوار و آرام گردانيم ، و ( ازاينرو ) آن را جدا جدا ( برخى از پى برخى ) و به آهستگى برخوانديم .
و هيچ مثلى از ( خردهگيرىها و طعن در نبوت و كتاب تو ) براى تو نيارند مگر آنكه تو را ( پاسخ ) راست و درست و به نيكوتر بيانى بياريم . » ( فرقان : 32 - 33 ) .
( 2 ) . جامع البيان فى تفسير القرآن ، محمد بن جرير طبرى ، ج 9 ، جزء 19 تفسير سورة الفرقان : 8 .
( 3 ) . « اين پيامبر را چيست كه غذا مىخورد و در بازارها راه مىرود ؟ چرا فرشتهاى بر او فرونيامده تا با وى بيمكننده باشد ؟ » ( فرقان : 7 )
( 4 ) . « و پيش از تو پيامبران را نفرستاديم مگر آن كه ايشان نيز طعام مىخوردند و در بازارها راه مىرفتند . » ( فرقان : 20 ) ؛ - إلاتقان ، سيوطى ، ج 1 ، نوع 16 : 121 و 122 .