تركشان داد . براى تربيت چنين امت بزرگى اتخاذ چنين سياست هشيارانهاى اجتنابناپذير بود ؛ خصوصا آن كه اعراب جماعت سركش و روىگردان از حق و سخت پايبند به مواريث بودند و در دفاع از آنچه مكانت و شرافت مىپنداشتند تا پاى جان ايستادگى مىكردند و از خونريزى و غارتگرى به بهانههاى كوچك و پيشپاافتاده پروا نداشتند .
وجه چهارم : فراهم آوردن زمينههاى كاملا مساعد براى پذيرش عقايد حق ، عبادات صحيح و فضايل اخلاقى با اتخاذ سياستى هوشمندانه نظير سياست پيشين . براى اين منظور ، اسلام ابتدا با ارائه دلايل توحيد و براهين برانگيخته شدن پس از مرگ و حقانيت روز حساب و جزا و بصيرت بخشيدن به ديدهها ، آنان را از شركت و بىقيدى رهانيد و قلبهاى ايشان را به عقيدهء توحيد و روز جزا زنده گردانيد . سپس ، در مرحله بعد آنان را با عبادت آشنا ساخت . اين مرحلهء قبل از هجرت با نماز آغاز شد ؛ سپس در سال دوم هجرت زكات و روزه بدان افزون گشت و در سال ششم با فريضه حج پايان يافت . در مورد آداب و رسوم نيز همين شيوه عمل شد . يعنى ابتدا ايشان را از گناهان كبيره بازداشت و ارتكاب آن را شديدا تقبيح كرد ، سپس به نرمى و ملاطفت آنان را از انجام گناهان صغيره نهى فرمود و با حركتى حكيمانه و تدريجى امورى همچون شرب خمر را كه ميان ايشان ريشهدار بود تحريم كرد و نهايتا نيز به نتيجه رسيد و آنان را از اعتياد بدان نجات بخشيد . اسلام در اتخاذ اين خط مشى ايدهآل نسبت به ممالك متمدن و با فرهنگ كنونى كه در ريشهكنسازى اعتياد به الكل در ميان مردم خود سخت ناكام مانده و هزيمتى تلخ كردهاند از نظرى بلندتر ، راهى هدايتگرتر ، قوانينى سودمندتر و سياستى موفقتر بهرهمند بود . كمدى ممنوعيت شراب در آمريكا هنوز در خاطرهها باقى است ! آيا چنين شيوهاى در اداره جوامع بشرى و اصلاح و تربيت آنها معجزهاى براى اسلام به شمار نمىآيد ؟ آرى قطعا چنين است و تاريخ گواه آن است .
وجه پنجم : قوى گرداندن دلهاى مؤمنان و مسلح ساختن آنان به سلاح اراده و صبر و يقين با نقل داستانهاى قرآنى از گذشته پيامبران و رسولان پيشين و ماجراهايى كه آنان و پيروانشان با دشمنان خويش داشتند ، همراه با وعدههاى الهى مبنى بر پيروزى نهايى ، پاداش و تأييد و قدرت بخشيدن به بندگان صالح ، در اين باره آيات زيادى در قرآن وجود دارد و ما در اينجا تنها به ذكر يك نمونه اكتفا مىكنيم :
« وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ