سالگى پيامبر تا اول ربيع الاول پنجاه و چهارمين سال عمر شريفش . « 1 » بنابراين ، مدت اقامت پيامبر در مدينه بعد از هجرت 9 سال و 9 ماه و 9 روز مىشود ، يعنى از اول ربيع الاول سال پنجاه و چهارم تولد تا سال دهم هجرت مصادف با نهم ذىالحجه شصت و سومين سال عمر آن بزرگوار . اين نظر با قولى كه مدت اقامت پيامبر ( ص ) را در مكه 13 سال و در مدينه 10 سال و مدت نزول قرآن راى 23 سال مىداند قرابت دارد . اما بر آن سه اشكال وارد است :
اول اينكه محقق مذكور 6 ماه آغاز وحى را ، كه بر اساس احاديث صحيح طى آن از راه رؤياى صادقه بر پيامبر وحى مىشد ، در محاسبه خويش لحاظ نكرده است .
دوم آنكه وى با استناد به بعضى از آراء ، آغاز نزول قرآن راى شب هفدهم ماه رمضان ، يعنى ليلة القدر ، دانسته است . در حالى كه قول مشهور بر اساس احاديث صحيح غير از آن است .
سوم آنكه در مورد پايان نزول وحى قول كسانى راى پذيرفته است كه نزول آيهء شريفهء
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ
را در هفدهم ذىالحجه سال دهم هجرت و پايان نزول وحى مىدانند . در مبحث « آخرين آيهء نازلشده از قرآن » خواهيم ديد كه اين قول صحيح نيست .
دليل نزول تدريجى
دليل بر تدريجى بودن نزول قرآن گفتار پروردگار متعال است كه مىفرمايد :
« وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلًا . »
« 2 »
هامش
( 1 ) . مقصود نظر محمد بن عفيفى باجورى معروف به شيخ خضرى ( 1289 - 1345 ه . ق ) از عالمان دينى معاصر مصر است . وى در كتاب نور اليقين فى سيرة سيد المرسلين ص 69 ، بعثت پيامبر ( ص ) را در سن 41 سالگى ( چهل سال و شش ماه و هشت روز قمرى ) مصادف با 17 رمضان 12 سال پيش از هجرت محاسبه مىكند . اين محاسبه متكى به تحقيقى است كه محمد احمد حمدى پاشا معروف به محمد حمدى فلكى ( 1230 - 1302 ه . ق ) رياضىدان مصرى در كتاب نتائج الافهام فى تقويم العرب قبل الاسلام و فى تحقيق مولد النبى و عمره عليه الصلاة و السلام به دست داده است . محمد حمدى آغاز وحى را فوريه سال 610 ميلادى محاسبه كرده است . اما شيخ خضرى اين نظر را مردود شمرده مىگويد اين محاسبه مبتنى بر بعضى از رواياتى است كه بعثت را همزمان با آغاز 40 سالگى پيامبر گزارش مىكنند .
( 2 ) . « و قرآن را جدا جدا ( آيه آيه و سوره سوره ، به حسب مصلحت و نياز ) فروفرستاديم تا آن را بر مردم با درنگ بخوانى و آن را فروفرستاديم فرستادنى ( به تدريج ) . » ( أسراء : 106 )