است كه ابو داود در سنن خود نقل كرده است . آن روايت چنين است :
ابن عباس دربارهء آيهء
« إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ »
گفت : پيش از اين وصيت همينگونه بود ، تا آنكه آيهء مواريث آن را نسخ كرد . « 1 »
دليل سوم : آيهء
« وَ اللَّاتِي يَأْتِينَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا »
« 2 » به وسيلهء اين حديث نسخ شده است كه خذوا عنى ، خذوا عنى . قد جعل اللّه لهن سبيلا :
البكر بالكبر جلد مائة و تغريب عام ؛ و الثيب بالثيب جلد مائة و الرجم . « 3 »
مخالفان در اين دليل به شرح زير مناقشه كردهاند : ناسخ آيهء مذكور در واقع آيات « جلد » و « الشيخ و الشيخة » است . هرچند اين حديث در موافقت اين دو آيهء ناسخ آمده است . و ديگر آنكه آنچه در مورد آيهء مذكور اتفاق افتاده تخصيص است نه نسخ ؛ زيرا خداوند براى حكم اول نهايتى قرار داده است ، و آن مرگ يا صدور حكمى جديد دربارهء زناكاران است ؛ و قبلا ثابت كرديم كه رفع حكم اول با فرارسيدن غايتى كه در آن مشخص شده نسخ نيست .
دليل سوم نهى از خوردن گوشت حيوان وحشى داراى دندان نيش و پرنده داراى چنگال از سوى رسول خدا ( ص ) كه ناسخ اين آيهء است :
« قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ . .
. » . « 4 »
هامش
( 1 ) . سنن ابو داود كتاب الوصايا ، باب فى نسخ الوصية للوالدين و الأقربين .
( 2 ) . « و از زنانتان آنان كه كارى زشت كنند چهار تن از خودتان بر آنها گواه خواهيد ؛ پس اگر گواهى دادند ، آنها را در خانهها بازداريدشان تا مرگشان فرارسد ؛ يا خداوند راهى براى آنها پديد آورد . » ( نساء : 15 )
( 3 ) . « حكم را از من بگيريد ، از من بگيريد . خداوند براى اين زنان راهى قرار داده است : حد زناى بكر با بكر صد تازيانه و يك سال تبعيد است . و حد زناى مرد متأهل با زن شوهردار صد تازيانه و سنگسار كردن است » . نووى در شرح خود بر صحيح مسلم ذيل اين حديث مىگويد « البكر بالبكر . . . و الثيب بالثيب » بر سبيل شرط نيست ، بلكه حد زناى بكر اعم از آنكه با بكر يا مرد و زن داراى همسر زنا كند ( زناى غير محصن ) حد آن تازيانه و تبعيد است . و زناى مرد و زن داراى همسر اعم از آنكه با يكديگر يا با بكر باشد ( زناى محصن ) و حد آن سنگسار است . صحيح مسلم ، كتاب الحدود ، باب 3 : 14 - 12 ( 1690 ) ؛ صحيح البخارى ، كتاب التفسير ، تفسير سورة 4 ؛ سنن ابو داود ، كتاب الحدود ، باب فى الرجم ؛ سنن الترمذى ، كتاب الحدود ، باب 8 : ح 1434 ؛ سنن ابن ماجة ، كتاب الحدود ، باب 7 : ح 2550
( 4 ) . « بگو : در آنچه به من وحى شده حرامشدهاى نمىيابم بر هيچ خورندهاى كه آن را بخورد ، مگر آنكه