كه دليلى براى اثبات آن ندارد ؛ بلكه خود روايت آن را مردود مىشمارد و ثابت مىكند كه موضوع به خواست پيامبر ( ص ) واگذار نشده است ، تا به زعم ايشان اگر پنجاه نماز را انتخاب كرد ، خداوند پنجاه نماز را واجب كند ؛ و اگر پنج نماز را انتخاب كرد ، همان را واجب سازد . زيرا خداوند در اين ماجرا به او مىفرمايد : « بر تو و امتت پنجاه نماز واجب كردم » و پيامبر از سر ميل و اختيار آن را پذيرفت و بر ياد خدا فرودآمد تا موسى ( ع ) را ملاقات كرد و موسى به آن حضرت گفت : به سوى پروردگارت بازگرد و از او درخواست تخفيف كن . و براى او بازگفت كه بنى اسرائيل چگونه از انجام احكام سخت ناتوان شدند . و آن قدر گفت تا پيامبر به مقام مناجات بازگشت و از مولاى خود طلب تخفيف كرد . و در نتيجه خداوند پنچ نماز از آن كاست . پيامبر به سوى موسى بازگشت . و باز موسى وى را به مراجعت خواند . و پيامبر همچنان بين موسى و پروردگارش رفت و برگشت و در هر بار خداوند پنج نماز كاست ، تا از مجموع پنجاه نماز تنها پنج نماز باقى ماند . باز موسى به پيامبر اشاره كرد كه بازگردد و طلب تخفيف كند كه حيا و خجالت پيامبر را مانع شد از آنكه دوباره از پروردگار تقاضا كند . آيا پس از اين همه ، صحيح است گفته شود يا از اين روايت چنين فهميده شود كه پنجاه نماز واجب تعيينى نبوده است و خداوند در انتخاب پنجاه يا پنج نماز مسئله را به خواست رسولش واگذارده است ؟
« . . . إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِباً »
« 1 »
نسخ در كتاب و سنت
در شريعت اسلامى گاه قرآن ناسخ است و گاه سنت . همچنين ، گاه در قرآن چيزى نسخ مىشود و گاه در سنت . بنابراين ، با توجه به ارتباط ميان قرآن و سنت 4 نوع نسخ مىتوان تصور كرد .
1 . نسخ قرآن به وسيلهء قرآن
همهء طرفداران نسخ در ميان مسلمانان بر جواز و وقوع اين نوع نسخ اجماع دارند . نسخ قرآن به قرآن جايز است ، چون آيات قرآن از نظر قرآنى بودن وجوب عمل به مقتضاى
هامش
( 1 ) . « . . . نمىگويند مگر دروغى را . » ( كهف : 5 )